تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1055
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1055 1055. همه چیز
نوآ به دنبال شاه الباس به داخل کلبه رفت، اما وقتی دید که فرد نیرومند انگشتانش را به هم میزند تا شومینهای را که در سمت دیگر ورودی قرار داشت روشن کند، متوقف شد.
کلبه بزرگ نبود و فقط یک اتاق پهن داشت. چوب تمام ساختار آن را تشکیل میداد و فرشهای مجلل دیوارها و کف آن را پوشانده بودند. یک میز گرد در مرکز آن قرار داشت و دو صندلی راحتی در طرفین میز، مقابل هم قرار داشتند.
نوآ چند ثانیه به صحنه خیره شد. با وجود شومینه به عنوان تنها منبع نور و بدون وجود حکاکی، کلبه شبیه یکی از سازههای دنیای قبلی او بود.
«وقتی تهذیبگران قدرتهای خداگونه به دست میارن، چیزی رو از دست میدن.» رگهای از غم راهش را به چهرهی متکبرانهی شاه الباس پیدا کرد، او گفت: «من هرگز فراموش نکردم که یه فرد عادی بودن چه شکلی بود.»
فرد نیرومند انگشتانش را روی سطح میز کشید و روی صندلی راحتی نشست. برای یک لحظه چهرهاش متفکرانه شد و وقتی چشمهایش روی مهمانش بازگشت، دوباره تیزی خود را به دست آورد.
نوآ برای اولین بار توانست رهبر خانواده سلطنتی را خارج از نقش خود ببیند. شاه الباس فقط یک متخصص متکبر نبود که هر جا میرفت تاج بر سر میگذاشت. او همچنین یک تهذیبگر متفکر بود که زمان خود را صرف مطالعه ابتداییترین ساختارها میکرد، با وجود اینکه میتوانست آیتمهای معجزهآسایی بسازد.
هر موجود زندهای که میتوانست به رتبه ششم برسد به نوعی استثنایی بود. شاه الباس بهترین استاد حکاکی در جهان بود و تخصص او فقط در زمینه تهذیب متوقف نشد.
نوآ دیگر متخصص مغروری را نمیدید. در ذهنش، شاه الباس به عنوان خالقی ظاهر شد که از چوب ساده شروع کرده بود تا زمانی که یاد گرفت با موادی در مرز درجات آسمانی کار کند.
بخش زیادی از تاریخ او توسط اسرار احاطه شده بود. جهان فقط میدانست که پادشاه الباس قبل از کودتا یکی از اشراف در قوم قدیمی اوترا بوده. هیچکس نمیدانست که او چگونه بدون گوش به زنگ کردن خاندان سلطنتی قبلی به رتبه ششم رسید.
نوآ در حالی که روی صندلی راحتی نشسته بود در ذهنش نتیجه گرفت:
-اون یه هیولاست، درست مثل من.
پادشاه الباس طبق آداب و ر...
کتابهای تصادفی


