تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1064
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1064. تو بردی
نوآ در پشت سه سیل ظاهر شد و گردنش را از پشت فشار داد و او را مجبور کرد که وقتی همراهانش در حال فرار هستند سر جایش بماند.
در این حین پرهای اسنور، رودخانهها را ویران کرد و به دنبال آن عروسکهای آبی فرو ریختند؛ آنها هستهای نداشتند و همانطور که نوآ حدس زده بود سوخت آنها از خطوط درخشان تامین میشد.
حدسش درست بود، چون وقتی که اسنور بیشتر رودخانه را نابود کرد قدرت و تواناییهای عروسکها تا حد زیادی افت کرد.
زمانی که پرها به بستر رودخانه برخورد کردند آب روان، مستقیماً از هم پاشید و ترکها در سرتاسر شکل منظم کانال منتشر شد تا آن را تخریب کند.
طلسم سیاهچاله روییترین لایه دفاعی روی زمین را نابود کرد و ساخت شوالیهها را به تاخیر انداخت.
در طول انفجار بیشتر ساختمانها ناپدید شدند همینطور آینهها. شعلههای نوآ آسمانی ستارهای در بالای زمین ایجاد کردند که هر چیزی که از طلسم قبل زنده مانده بود را از میان برمیداشت. نوآ با استفاده از موقعیت بیدفاع آکادمی توانست تواناییهای ذاتی خود را فعال و کل ساختمانهای آکادمی را محو کند.
وقتی که نوآ به سسیل رسید فرم شیطانیاش را غیر فعال کرد اما دود خورنده هنوز در پشت سرش پابرجا بود.
در طرف دیگر میدان نبرد ابر سیاه راه را بسته بود و احساس خطر دریافتی از ابر، تهذیب کنندگان را درمانده کرده بود.
علاوه بر آن آتش و دود خورنده آنچنان میدان نبرد را در بر گرفته بود که نور ترمیم کننده را از ترمیم ساختار بازمیداشت.
نوآ متوجه شد که نور طلایی چگونه میتواند با تمام خساراتی که به ساختار وارد کرده بود باز هم آن را سرپا کند، اما وقت شگفت زده شدن را نداشت؛ هدفش در مشتش بود و هم از لایه دفاعی عبور کرده بود.
او معمولاً از این موقعیت برای گسترش ویرانی استفاده میکرد، اما قبل از آن باید از چیزی مطمئن میشد.
سسیل تحت فشار نوآ خشکش زده بود، فکر میکرد که زندگی او نحیفترین چیز در دنیاست و میتواند با فشار انگشتان این متجاوز به پایان برسد.
با این حال صدای سرد آن در مقایسه با فشار دستش ترسناکتر بود. نوآ پرسید: «تو آیوار را کشتی؟»
با رسیدن صدای نوآ به گوشهایش، سسیل ناباورا...
کتابهای تصادفی

