فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1085

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 1085. چهره

طلسم‌های جون تأثیرات فردیت او را افزایش داده بود. تور اطراف گوستاوو حملاتش را تقویت کرد اما آسیب رساندن به خود غول هنوز سخت بود.

با برخورد صاعقهِ جون به تور، طی یک واکنش زنجیره‌ای سیل حملاتی به سمت غول پرتاب شد.

یک سم قرمز تیره روی تور پاشید تا به دلیل قدرت مخرب آن تور شکسته شود. صاعقه‌ها زره عظیم را حفر و هر لایه دفاعی را سوراخ کردند تا زمانی که روی تهذیب‌گرها در مرکز آن فرود آمدند.

گوستاوو در حالی که حملات جون، بدن او را له می‌کرد از درد فریاد کشید. غریزه بقا باعث شد او در تلاشی ناامیدانه برای فرار از آن موقعیت مرگبار، معجون‌ها و قرص‌ها را بی‌پروا پرتاب کند.

غول تحت آن حملات بی‌امان رنگ عوض کرد. سایه‌های آن آبی تیره و بعد کاملاً سیاه شد. سپس، ساختار آن ناپایدار گشت و لرزش‌های شدیدی از بافت آن عبور و آن را متراکم‌تر کرد.

گوستاوو دیگر به امنیت خود اهمیت نمی‌داد. وقتی مرگ در ذهنش به یک احتمال تبدیل شد، هر چه داشت به سمت زره می‌ریخت، بی‌توجه به آسیبی که به خودش وارد می‌شد.

جون ناگهان احساس خطر کرد و با پرتاب چندین صاعقه به سمت تور، با سرعت زیادی عقب‌نشینی کرد. غول درون تور در همین حین بزرگ‌تر شد و دودی بدبو از بدن آن بیرون آمد.

بعد از چند ثانیه انفجاری رخ داد. سم‌های انباشته شده در زره منجر به انفجاری شد که قطرات تیره بدبو را در همه جای میدان نبرد پخش کرد.

تهذیب‌گرانی که نبرد را مشاهده می‌کردند مجبور شدند برای در امان ماندن از آن قطرات سمی به اقدامات دفاعی متوسل شوند. جون باید حملات بی‌شماری را انجام می‌داد، زیرا به انفجار نزدیک‌تر شده بود، اما ناگهان مداری تاریک او را در بر گرفت.

حضار با آشکار شدن نتیجه نبرد در دیدگانشان سکوت کردند. ابرهایی که در اطراف جنگجوها شکل گرفته بود کم کم پراکنده شد و هیچکس جرات نداشت چشمانش را از آن‌ها بردارد.

با پراکنده شدن اولین ابر جون که به شدت مجروح شده بود نمایان شد. بدن او پر از کبودی، پوست از دست رفته و تاول‌های برآمده بود. سموم مختلف داخل مدار شروع به اثرگذاری روی ماهیچه‌های او کرده بود، اما مدار تپندهِ کامل آن‌ها را از اندام‌های درونی او دور نگه می‌داشت.

سپس، ابر اطراف گوستاوو پراکنده شد و یک بدن انسان نما را نشان داد که توسط مایعی بدبو پوشانده شده بود.

تهذیب‌گران در مرزهای میدان نبرد مدتی طول کشید تا وضعیت گوستاوو را درک کنند و وقتی متوجه شدند ‌شرایطش چقدر وخیم است، سر تکان دادند.

بدنش با سم آمیخته شده و تمام انرژی ذهنی‌اش را صرف کرده بود تا از متلاشی شدن آن...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی