تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1084
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1084. ضربان قلب
جون احساس کرد که میخها پوستش را سوراخ میکنند و در بدنش سم میریزند. حتی با انرژی بالاتر که ماده خارجی را سرکوب میکرد نیز ذهنش شروع به احساس سرگیجه کرد.
چهره معشوقش جلوی چشمانش ظاهر شد در حالی که تلاش میکرد قدرتش را دوباره جمع آوری کند. نوآ هرگز چنین آسیبی را متحمل نمیشد، مخصوصاً از یک تهذیبگر که به معجونها و قرصهای خود متکی بود تا آنها را با سطح خود مطابقت دهد.
در حالی که سم و انرژی بالاتر در درون او میجنگیدند، جون فکر کرد: -من هنوز خیلی دورم.
نوآ یک نیروگاه بود. دانتیان او هنوز در مرحله جامد بود، اما او یک عضو واقعی طبقه بالاتر بود. او حتی در میدان جنگی میجنگید که او و دیگر تهذیبگران ضعیفتر باید آن را رها میکردند.
او در اتحاد دیگری بود و قدم بعدیاش سرزمین جاویدان بود. مسیرهای آنها یک بار دیگر از هم جدا میشد و معلوم نبود پس از رفتن او چقدر طول میکشد تا آنها دوباره متحد شوند.
-فقط تو میتونی حریف ابدی من باشی.
جون لبخند زد و صحنه عجیبی در ذهنش ظاهر شد. او نوآ را دید که در آسمان سفید ناپدید شد و از دسترس او دور شد.
این صحنه او را غمگین کرد اما در عین حال به او انگیزه داد. فردیت او به حریفان قوی بستگی داشت و معشوقش از همه آنها قدرتمندتر بود.
جون گفت: «اون میتونست افراد ضعیفی مثل تو رو زمانی که فقط تو مرحله مایع بود بکشه.» چشمان گوستاوو با شنیدن این سخنان تیز شد، اما از سرعت عملش کم نکرد.
نیروی سلطنتی به ریختن معجون روی قفس ادامه داد. فشار انباشته شده برای از بین بردن اکثر تهذیبگران رتبه 5 کافی بود. با این حال، جون ثابت ماند. او چشمانش را بسته نگه داشت و به مراکز قدرتش اجازه داد مدار کامل را با انرژی بالاتر پر کنند.
ساختار دانتیان، بدن و ذهن او پس از استفاده از نمونه اولیه بهبود یافته بود. او در رتبه پنجم محدودیت بیشتری نداشت، اما همچنان میخواست ببیند آیا میتواند به سطوح بالاتر برسد یا خیر.
هدفی دست نیافتنی در منظر او وجود داشت. هنگامی که انرژی انباشته شده در درونش را ارزیابی میکرد، سفتی پوست نوآ را به یاد آورد و تنها یک فکر در ذهنش طنین انداز شد.
-این برای شکست دادن اون کافی نیست.
بسیاری از کارشناسان با نزدیک شدن به رتبه ششم مجبور بودند جاه طلبیهای خود را کنترل کنند. فردیت گسترده مانع راه رسیدن به درجات بالاتر بود و معمولاً تهذیبگران را گمراه میکرد.
با این حال، برخی نمیتوانستند خود را از پیروی از دعوت واقعی خود باز دارند.
جاه طلبی نوآ او را...
کتابهای تصادفی

