تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1087
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1087. اطلاعات
نوآ فکر کرد -بیایین سریع تمومش کنیم.
دانتیان، شمشیر شیطانی و نایت از وضعیت ایده آل خود بسیار دور بودند، بنابراین او نمیتوانست اوج قدرت نبرد را برای مدت طولانی بیان کند.
با این حال، شاهزاده سوم و اولین شاهدخت مشغول برخورد با رتبه 6 های متحدین بودند و هیچ آرایش دفاعی در میدان جنگ وجود نداشت. شانسی بهتر از این برای کشتن یکی از قویترین داراییهای خانواده الباس گیرشان نمیآمد.
دودی سیاه از بدن نوآ بیرون آمد. زره میخدار او به سرعت شکل گرفت و ابری گسترده در عرض چند ثانیه منطقه وسیعی را پوشاند.
شاهزاده دوم در حالی که ابر خورنده او را فرا میگرفت گفت: «که اینطور، حالت شیطانیِ معروف. تادئوس باید وقتی هنوز انسان بودی سرت رو به پدر میداد.»
لایه دیگری از نور در اطراف او ظاهر شد. این بار رنگ آن سفید بود و به نظر میرسید که دود خورنده حتی نمیتواند به آن درخشندگی نزدیک شود.
مشخص بود که شاهزاده دوم با آمادگی آمده بود. دفاع او در برابر حالت شیطانی مؤثرتر از دفاعی بود که توسط رتبه 6 های متحدین به کار گرفته شد.
صدها ضربه در تاریکی پرواز کردند و دور او جمع شدند. شاهزاده دوم دستش را تکان داد و دهها مار عظیم آتشین در اطراف او شکل گرفتند تا جلوی حملات ورودی را بگیرند.
نور سفیدِ دفاعی او روی مارها پخش شد و آنها را در برابر اثر خورندهِ ابر مقاوم کرد، اما ضربهها تیزبینی نوآ را حمل میکردند و درست از وسط آنها رد شدند.
ابروهای شاهزاده دوم به صورت یک لایه فلزی روی نور سفید اطرافش ظاهر شد. ضربهها بر بدن او فرود آمد، اما هیچ کدام نتوانست دفاع او را سوراخ کند.
در حالی که سیلی از ضربات بر حریف فرود میآمد نوآ بر فراز او ظاهر شد. او نوک شمشیر شیطانی را به سمت سرش گرفت و در حالی که به آرامی آن را پایین میآورد، قوانین موجود در مسیرش را قطع کرد.
یک شکاف بزرگ در مکان آن سلطنتی ظاهر و دفاع فلزی به دو قسمت شد و نشان داد که داخل آن خالی است. نوآ احساس گیجی کرد، ناگهان یک خزنده غولپیکر بالاتنه او را گاز گرفت و به دوردست پرتاب کرد.
نوآ به مار بلندی خیره شد که شکمش را روی بدن او فشرده بود. هاله سفید اطراف موجود از آن در برابر دود خورنده محفاظت میکرد، اما قدرت آن برای سوراخ کردن پوست نوآ کافی نبود.
رایحه عجیبی در آن لحظه به مشام نوآ رسید. بدن او به طور غریزی آن بو را رد کرد، اما ستاره تاریک سریعتر چرخید و او را به آن عادت داد.
زمانی که بدن نوآ با رایحه سازگار گشت، او قادر به تشخیص حضور موجودات در اطرافش شد. شاهزاده دوم چندی...
کتابهای تصادفی


