تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1098
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 1098: آتش
ارتش جانوران بار دیگر شکست بزرگی را متحمل شده بود. یک حمله از سوی پادشاه الباس کافی بود تا تمامی موجودات درون آن منطقه را از بین ببرد.
آتشی که جانوران را نابود کرده بود زمین را فرا گرفت و وضعیت آن را بیش از پیش خراب کرد. پس از آن گرد و غباری از میان شعلههای آتش بلند شد و به سمت دروازهی بزرگی که در آسمان ظاهر شده بود پرواز کرد.
نیروی کشش خلاء شدید بود، اما جهان به سرعت آن شکاف را از بین برد. اهمیتی نداشت که تعدادشان چقدر زیاد بود، حملهی موجودات ضعیفتر نمیتوانست برای مدت زیادی بر ساختار آسمان تاثیر بگذارد.
در عرض چند ثانیه تنها موجوداتی که باقی مانده بودند شاه الباس و یزدان میمون بود. حتی ذرهای گرد و غبار روی ردای آن نیروگاه ننشسته بود. انگار که آن ماجراهای اخیر اصلاً اتفاق نیفتاده بودند.
ناگهان پیکری عظیم پشت سرشان ظاهر شد و با پخش شدن هالهاش در محیط دمای آن منطقه چند درجه کاهش یافت.
پادشاه قبلی کوه برفی یک میمون سفید رتبه ششم در ردهی میانی بود. شیطان تعقیبگر پس از حمله او را به تصرف خود درآورده و وارد بخشی از تکنیک نسخه برداری کرده بود.
میمون سفید دومین جانور جادویی قدرتمندی بود که در زیر اقامتگاههای شیطان تعقیبگر به دام افتاده بود. نوآ نمیدانست که پدرسالار چگونه او را به دام انداخته، اما در حال حاضر این موجود میتوانست به عنوان یکی از محافظان هایو عمل کند.
هنگامی که آن موجود به سمت پادشاه الباس هجوم آورد، یخ و سرما در آسمان پخش شد. نیروگاه موجی از انفجار را به پا کرد که پیکر سفید و بلند میمون را فرا گرفت و یخ تشکیل شده را ذوب کرد.
بعد از اینکه آتش از بین رفت چهرهی پادشاه الباس پدیدار شد. دوباره تمیز و سالم به نظر میرسید، اما نمیتوانست آرام باشد چون سیلی از حملات نوع آب به سمتش روانه شده بودند.
در همین حین که پادشاه الباس با میمون درگیر شده بود، ارتش موجودات ضعیفتر هم بهبود یافت. وقتی دوباره هدفشان را دیدند، سریعاً شروع به نشانه گیری تواناییهای ذاتی خود شدند و درخششی آبی دوباره آسمان را فرا گرفت.
پادشاه الباس درست قبل از اینکه این حملات بر سرش فرود بیایند از انرژی ذهنیاش برای متوقف کردنشان استفاده کرد. سپس سطحشان را با آتش پوشاند و آنها را به سمت نیروهای مهاجم پرتاب کرد که باعث شد در آتش بسوزند و به خاکستر تبدیل شوند.
درست پس از فروپاشی ارتش، میمون سفید دوباره پشت سرش ظاهر شد و سعی کرد ضربهای به پشتش وارد کند. پادشاه الباس مجبور شد در دریایی از شعلههای ...
کتابهای تصادفی


