فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1099

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 1099: جد

خطوط تکنیک نسخه برداری روبروی شاه الباس می‌درخشیدند و فضای شب را نورانی می‌کردند. خاندان سلطنتی با موفقیت حکاکی‌ای که موج بی‌پایانی از جانوران جادویی را تولید می‌کرد، پیدا کرده بود و با علاقه‌ی فراوان آن را بررسی می‌کرد.

نوآ به سرعت پیامی به شیطان تعقیب‌گر فرستاد. پدرسالار از کنجکاوی پادشاه الباس با خبر بود، اما نوآ می‌خواست مطمئن شود که او از اینکه خاندان سلطنتی چقدر در این کار مصمم است با خبر باشد.

شیطان تعقیب‌گر با یک پیام ذهنی پاسخ داد: «نگران نباشین. تازه دارم شروع می‌کنم.»

خطوط آن ساختار پس از پیامی که شیطان تعقیب‌گر فرستاد بیش از پیش درخشیدند. نیروهای ارتش به خط شدند و میمون سفید هم در میانشان بود و به نیروگاهی که در کنارش قفسی طلایی قرار گرفته بود نگاه می‌کرد.

پادشاه الباس آماده‌ی فعال سازی روش دفاعی بود ولی جانوران جادویی حمله را شروع نمی‌کردند. آن‌ها روی زمینی ویران شده ایستاده بودند و نیروگاهی را تماشا می‌کردند که با نگاهی خیره و غرض آلود آن‌ها را بررسی می‌کرد.

هاله‌ی رتبه ششم دیگری در میان نیروهای ارتش ظاهر شد. پیکری انسانی بالای جانوران به پرواز در آمد و قبل از اینکه به آن‌ها بپیوندد روی شانه‌ی میمون نشست.

آن موجود نیازی به معرفی نداشت. مردی قد بلند با موهایی قرمز و چشمانی سیاه بود که به قصد نابودی جنگی را به پا کرده بود.

شاه الباس با دیدن آن صحنه متعجب شد. شیطان ویران‌گر با حالتی واقع بینانه به او نگاه می‌کرد. حتی مراکز قدرتش هم با سطح تهذیب قدیمیش همخوانی داشت.

پادشاه الباس در حالی که می‌دانست تهذیب‌گرانی که در آن فاصله ایستاده بودند صدایش را می‌شنیدند اعلام کرد: «وقتی آگاهی باقی موندش رو گرفتین انتظار همچین چیزی رو داشتم. هر چند که این از بدترین انتظارات منم جلو زده. شما تونستین یه نیروگاه رو شبیه سازی کنین!»

شاه الباس در آن لحظه شبیه کودکی بود که اسباب بازی جدیدی را پیدا کرده. ولی هیجانش را جوری که برازنده‌ی موقعیتش بود نشان داد.

با فهمیدن این موضوع که نتوانسته بود چه موجوداتی را شبیه سازی کند از شدت غرورش کاسته شد. با این حال کنجکاویش جای آن احساس را گرفت و چشمانش با نوری طلایی می‌درخشید.

شاه الباس به ندرت این جنبه از فردیتش را در فضایی عمومی نشان می‌داد. اگر این کار را انجام می‌داد خیلی راحت می‌شد از هیجان غیرقابل کنترلش در هر ساختار حکاکی‌ای سوء استفاده کرد.

با این حال او در حال حاضر در راس رتبه‌ی قهرمانی بود. عملاً هیچ چیزی در رده‌های پایینی وجود نداشت که بتواند او را تهدید کند. تنها بازگشت شاندال بود که می‌توانست او را مجبور...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی