فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1109

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

قسمت 1109 . نبرد سوم

نبرد دوم با پیروزی دیگری برای هایو به پایان رسید، اما شیطان رویابین و شاهزاده خانم اول حق پیوستن به ماموریت شاه الباس را به دست آوردند.

رهبر سلطنتی‌ها به قلمروها اهمیتی نمی‌داد. تنها هدف این تورنمنت آزمایش توانایی افراد نیرومند جدید بود و هر دو زن موفق شده بودند معیارهای مورد نظر او را برآورده کنند.

نبرد گروه سوم چند ماه پس از آخرین جنگ آغاز شد. شیطان پرنده، ارشد رجینا، شاهزاده دوم و سرعت حقیقی در میدان نبرد جمع شدند و بدون اینکه زیاد مقدمه چینی کنند شروع به مبارزه کردند.

تنها تبادل هیجان انگیز کلمات، میان شاهزاده دوم و شیطان پرنده اتفاق افتاد. فرد سلطنتی برای مدت طولانی به شیطان خیره شده بود و در نهایت باعث شد دیگری درمورد این موضوع از او سوال کند.

شیطان پرنده با لحنی تمسخر آمیزی پرسید: «ازم خوشت میاد؟» اما روی لبخند شاهزاده دوم تاثیری نداشت، او صادقانه پاسخ داد: «بی‌صبرانه منتظرم تا فردیت یک خدا رو ببینم.»

این واقعیت که شیطان پرنده فردیت شاندال را به ارث برده بود، یک راز نبود. او موضوع را برای کسی فاش نکرد. با این وجود، همه متخصصان جهان توجه زیادی به خدای امپراتوری داشتند.

امکان نداشت چنین فردیت مشابهی را تشخیص ندهند، و کافی بود که یک نیرو متوجه این موضوع شود تا همه در جهان از آن با خبر شوند.

شیطان پرنده به سخنان شاهزاده دوم اهمیتی نداد و رقیبان به سرعت به مرزهای خود بازگشتند تا نبرد را آغاز کنند.

در آن زمان سرعت حقیقی سعی کرد بجنگد، اما سه فرد قدرتمند با همکاری یکدیگر او را از میدان نبرد بیرون انداختند. هیچکس نمی‌خواست دوباره امپراتوری شاندال را در قاره جدید ببیند، بنابراین او دشمن طبیعی هر سه سازمان بود.

هنگامی که سرعت حقیقی شکست را قبول کرد، شاهزاده دوم مجبور شد هم با شیطان پرنده و هم ارشد رجینا مقابله کند. دو متخصص متحد شده بودند و هر دو می‌دانستند که در میان زیردستان پادشاه الباس، حریفشان قوی‌ترین بود.

ارشد رجینا با ارتشی از عروسک‌های زمینی شاهزاده را محاصره کرد. جانوران جادویی از انواع مختلف از دیوارهای آتشین محافظت می‌کردند و هنگامی که نزدیک به نابود شدن بودند، منفجر شدند.

گل‌های سفید شیطان پرنده در میان شعله‌های آتش رشد کردند و یخ را درون آن‌ها پخش کردند. حتی قبل از اینکه انجماد شعله‌ها را بپوشاند، فردیت او سوسو زدن آن‌ها را متوقف کرده بود.

فرد سلطنتی برای برافروختن طلسم‌هایی که قادر به از بین بردن یخ و عروسک‌ها بودند، به خون خود تکیه کرد. جسمش معمولا در دریایی از شعله‌های آتش منفجر می‌شد و مارهای آتشین همیشه بدنش را می‌پوشاندند تا از او محافظت کنند.

موجودات آتشین...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی