تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1119
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1119: 1119
او برخی از معانی را تشخیص نمیداد و پیچیدهترین اشکال حتی بیشتر از یکی از آنها را داشتند. با این حال، همه آنها احساس ضعف میکردند.
علاوه بر این، همه اشکال گرسنگی ضعیفی داشتند. مطابق همان چیزی بود که پادشاه الباس قبلاً گفته بود. اینها قوانینی خام با هدف یافتن معنایی بودند.
شیطان تعقیبگر در حالی که با چشمان سنگینش پلک میزد، پرسید: «ممکنه حمله کنن؟» یک لایه سنگی نازک پلکهای او را پوشانده بود تا از آنها محافظت کند، اما استفاده مداوم از این توانایی باعث خستگیشان شده بود.
پادشاه الباس پاسخ داد: «فقط یه بار، اونا شخصیتهای شما رو احساس میکنن، ما نمیتونیم ازشون اجتناب کنیم. قبلاً تلاش کردم و شکست خوردم.»
نبرد اجباری بود، اما کارشناسان به سرعت بر تردید خود غلبه کردند. از صرف سالها شنای بیهدف در ماگما بهتر بود.
پادشاه الباس منتظر بود تا همه روشهای تهاجمی مناسب را آماده کنند و سپس به همراه بقیه گروه به سمت اشکال حرکت کرد.
نوآ تنها کسی بود که از هیچ آیتم حکاکی شده یا حفاظ خاصی استفاده نکرد، اما احتمالاً برای آن موقعیت راحتتر بود.
از آنجایی که امواج ذهنی به سختی میتوانست در فضای باز وجود داشته باشد، نوآ تنها کسی بود که میتوانست بیشتر قدرت نبرد خود را بدون تکیه بر آیتمهای حکاکی شده، نشان دهد.
در مورد سرعت حقیقی هم همینطور بود، حتی با اینکه مشکلات دیگری داشت. ذهن او برای آن سرزمین بسیار ضعیف بود و باید بخشی از توجه خود را برای محافظت از فردیتش حفظ میکرد.
البته، سلطنتیها نیز در آنجا مشکلی نخواهند داشت، زیرا خلاقیت آنها همه زمینههای تذهیب را پوشش میداد. در مورد بقیه، نوآ نمیتوانست مطمئن باشد.
گروه با هم حمله نکردند. رتبه 6 ها معمولاً مستقل بودند و آنهایی که در آنجا حضور داشتند، چهار سازمان مختلف را نمایندگی میکردند.
خیلیها دوست داشتند ببینند که برخی از متحدانشان از کنار ارتش اشکال عجیب و غریب عبور نمیکنند. تنها کسی که از نظر همه بسیار حیاتی بود، پادشاه الباس بود، همراهان او فقط نگران این بودند که رد او را گم نکنند.
نوآ در آن موقعیت احساس میکرد که در خانه است. بوی خیانت در میانشان پیچید و همه از ترسِ از پشت خنجر خوردن، حواسان را جمع کرده بودند.
این اثر محیط بود. دوران او به عنوان یک تذهیبگر انسانی با آن موقعیت تفاوتی نداشت. مخاطرات و قدرت او فقط به گونهای افزایش یافته بود که تعداد کمی میتوانستند متوجه شوند.
پادشاه الباس اولین کسی بود که با یکی از اشکال برخورد کرد. بقیه باید نزدیک میبودند تا شاهد نبرد او باشند، اما کمی ع...
کتابهای تصادفی
