فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1120

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1120 1120. معنا

ارشد دیانا در حالی که از حمله غول جاخالی می‌داد فریاد زد: «حالا چی؟» رتبه 6 های دیگر نیز دور شدند، اما همگی سر خود را به سمت تنها متخصصی که می‌توانست در مورد آن وضعیت بیشتر بداند چرخاندند.

پادشاه الباس در حالی که عقب‌نشینی می‌کرد به غول خیره شده بود. این اتفاق ناگهانی او را غافلگیر کرد، اما نمی‌توانست هنگام بررسی آن شکل عجیب و غریب کنجکاوی خود را پنهان کند.

این غول بیش از هفتاد متر قد داشت. دو بازوی بلند و ویژگی‌های انسان نما داشت، اما درونِ پر از معانی‌اش پس از حمله، شکل آن را تغییر داد.

سرهای بیشتری روی گردن بزرگش ظاهر شد و اندام‌هایی از بالاتنه‌اش رشد کردند بعد نامرئی شدند. از پاهایش یخ پخش شد و هاله‌ای متراکم تمام پیکر آن را پوشاند.

یک دم مار مانند از پشت آن بیرون آمد و بادهای شدید از دهان هولناک آن موجود وزید. همزمان به رشد خود هم ادامه داد. اندازه‌اش به دلیل شدت عمل سلطنتی افزایش یافت.

وقتی غول قدمی به جلو برداشت، میخ‌های تیز از دستانش فوران کردند. یخی که در زیر آن پخش شده بود به دلیل وجود ماگمای زرد نمی‌توانست دور برود، اما آنقدری بود که از نزدیک شدن به موجود جلوگیری کند.

غول دوباره مشت‌هایش را روی زمین کوبید و تهذیب‌گران را مجبور به عقب‌نشینی بیشتر کرد. اندام‌های نامرئی ناحیه برخورد را گسترش دادند، اما کارشناسان هنگام انجام مانورهای فرار خود، آن‌ها را فراموش نکردند.

آن‌ها انتظار نداشتند طوفان میخ‌ها از دستانش خارج شود. آن اشیاء تیز با دقتی به سمت سر تهذیب‌گران پرواز می‌کردند که آن‌ها را مجبور می‌کرد برای جلوگیری از آسیب به آیتم‌های دفاعی تکیه کنند.

گروه به دلیل حمله غول به تیم‌های کوچک تقسیم شده بود. همه تمام تلاش خود را کرده بودند تا نزدیک پادشاه الباس بمانند، اما به هر حال برای فرار از هم جدا شده بودند.

نوآ با ارشد پائول و سرعت حقیقی بود که طوفانی از میخ‌ها رسید. این دو کارشناس با فعال کردن چند طلسم خود را مفید نشان دادند، اما به هر حال مقداری فلز تیز از دفاع عبور کرد.

سرعت حقیقی میخی را دید که از رگبار صاعقه‌های طلسمش عبور کرده و مستقیماً چشم چپ او را نشانه می‌رفت. با این حال، نوآ فوراً آن را گرفت و دست دیگرش را برای گرفتن بقیه میخ‌های رد شده تکان داد.

یک شلاق سیاه ضخیم از دستش بیرون آمد و هر میخی را که از دفاع کارشناسان پیشی گرفته بود، دفع کرد. دو تهذیب‌گر نگاه‌های سپاس‌گزارانه‌ای به او انداختند، اما وقتی دیدند نوآ شتاب برداشته تا تمام قطعات فلز سلطنتی را که هنوز با زمین ترکیب نشده بودند جمع کند، نگاهشان یخ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی