تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1134
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1134 1134. متغیر
این واقعیت که پادشاه الباس از موج اول حملات سالم بیرون آمده بود، نوآ و دیگران را متوقف نکرد. آنها همیشه میدانستند که رهبر سلطنتیها یک هیولا است، بنابراین از این نتیجه تعجب نکردند.
مهاجمان میدانستند که حملهشان واقعا تلاشی ناامیدانه برای نجات پتانسیلهایشان است. اگر ماموریت آسان بود، مرگ را نمیپذیرفتند.
موج دوم حملات به ناحیه داخل و اطراف هفت ستاره برخورد کرد و در آن لحظه، دومین ابر خاکستری با سایه تیرهتر به وجود آمد.
ابر زمانی برای پراکنده شدن نداشت زیرا موج سوم حملات ناگهان در میدان جنگ برخورد کرد. نوآ و دیگران از قویترین طلسمهای خود استفاده نمیکردند، اما حمله آنها بیامان بود.
موج چهارم حملات از راه رسید، اما دریایی از شعلههای آتش از وسط ستارگان منفجر شد و حمله را قبل از اینکه بتواند به پادشاه الباس برسد، دفع کرد.
شعلههای آتش متراکم و شدید بود. آنها چیزی جز یک ضد حمله از سوی رهبر سلطنتیها نبودند، اما هر طلسمی را که در مسیرشان بود نابود و متخصصان دشمن را مجبور به عقبنشینی کردند.
نوآ وقتی شعلههای آتش از راه رسیدند، در ابر خورنده بود. غریزهاش پیامهای هشداردهندهای فرستاد که او را وادار به عقبنشینی کرد تا زمانی که کاملا از محدوده آتش خارج شد.
با پراکنده شدن شعلههای آتش، منظره تغییر کرد. بیشتر دود خورنده ناپدید شده و آتش به تشعشعات متراکم هم رحم نکرده بود.
فقط ستارهها و سلطنتیها دست نخورده باقی مانده بودند. پادشاه الباس در طول حمله گسترده خود اطمینان حاصل کرده بود که به منابع خود و زیردستانش آسیبی وارد نشود.
با خاموش شدن آتش، پادشاه الباس دوباره نمایان شد. او در همان موقعیت قبلی بود، اما چهرهاش رنگ ناامیدی را نشان میداد.
«این همه کاریه که میتونید انجام بدید؟» پادشاه الباس با غرور پرسید. «من به یه مخاطب قدرتمند نیاز دارم. در غیر این صورت دستاوردهام بیمعنی میشن.»
سخنان تمسخرآمیز او به شدت رهبران سازمانهای دشمن را اذیت کرد. آنها را مجبور به تکیه بر تاکتیکهای بیپروا نکردند، اما به آنها یادآوری کردند که چقدر از نظر سطح تهذیب عقب هستند.
شیطان تعقیبگر، ارشد بزرگ دیانا، و دست چپ یزدان میدانستند که نمیتوانند بر این تفاوت در قدرت محض فقط با تعداد زیاد غلبه کنند. فقط چیزی یا شخصی به همان اندازه قوی میتوانست پادشاه الباس را وادار به عقبنشینی کند.
دو مادرسالار و پدرسالار نگاهی رد و بدل کردند و در سکوت تصمیم گرفتند همه قدرت و توانایی خود را به کار بگیرند.
دست چپ یزدان یک فن سیاه رنگ را از حلقه فضایی خود بیرون آورد و یک هاله شبه رتبه 7 خلاء را پر کرد. ارشد بزرگ دیانا یک زر...
کتابهای تصادفی
