فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1153

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

تعیین

شهر بازار الهی حتی پس از آغاز اولین تهاجم اتحاد، عمدتاً آرام بود و اکنون یک ابر سیاه در اطراف ساختمان‌ های متعلق به خانواده الباس می‌ چرخید. شهروندان نوآ را دیده بودند که به آنجا رسید و با دود سیاه خود منطقه را پوشاند. آن صحنه ابتدا آن‌ها را به وحشت انداخته بود، اما به زودی متوجه شدند که هیچ موج شوکی از ابر بیرون نمی‌آید.

هیچ صدایی از آن نیز شنیده نمی‌شد و تهذیب‌گران ضعیف‌تر نمی‌دانستند که در داخل ابر چه می‌گذرد. فقط کارشناسان نزدیک به اوج رتبه پنج می‌توانستند از اقدامات نوآ سر در بیاورند. شاهزاده خانم دوم خونسردی خود را از دست نداد. نوآ قدرت باورنکردنی از خود نشان داده بود، اما او فقط یک متخصص بود. قدرت شاهزاده خانم بسیار بالاتر از سطح تهذیب نوآ بود و مجموعه‌ای کامل از ترکیب‌ها را داشت.

ترکیب‌ ها هم دفاع ساده‌ ای نبودند. خاندان سلطنتی آن‌ها را برای تهاجمات احتمالی جدید ساخته بودند و ذخایر انرژی برای ماندگاری کتیبه‌ ها برای سال‌ها جمع آوری کرده بودند. حتی اگر نوآ می‌ توانست بسیاری از آن‌ها را با حملات خود نابود کند، منطقه به این زودی به دست او نمی‌ افتاد. نوآ خود این را می‌دانست و حمله‌‌ی او از آنچه شاهزاده خانم دوم می‌ توانست تصور کند، فراتر رفت. عزم تزلزل ناپذیر او همیشه یکی از عوامل اصلی رشد او بود و اکنون چشمش را به بازار الهی دوخته بود.

شاهزاده خانم دوم شاهد بود که نوآ در آن دوره چقدر رانده بود. او ابتدا فکر می‌ کرد که او پس از چند هفته تسلیم می‌ شود، اما یک سال گذشت و نوآ همچنان به تنهایی به تشکیلات حمله می‌ کرد. نوآ بی‌ امان بود. او به طور مداوم یک روز در میان حمله می‌کرد و بقیه زمان را در مقابل سازه‌ها به تهذیب می‌ گذراند. اگر شاهزاده خانم دوم تصمیم می‌گرفت در حین تمرین به او حمله کند، نوآ اسنور را احضار می‌کرد و به او اجازه می‌داد تا ترکیبات دفاعی را کنترل کند.

ذخایر ماده تاریک او تقریباً بی‌ نهایت بود و بزرگان هایو هر ماه وارد ابر می‌ شدند تا حلقه فضایی او را دوباره پر کنند. سیاه‌چاله در قفسه سینه او هر انرژی را که جذب می‌ کرد به مواد مغذی تبدیل می‌ کرد. نوآ در این حین پیشرفت نیز می‌کرد، او حمله‌ ی خود به ترکیبات دفاعی را به عنوان آموزش مناسب برای هنرهای شمشیر خود می‌ دانست و شاهزاده خانم دوم شاهد رشد او بود.

ضربات شمشیر مقدس نشانه‌ی اوج اراده الهی بود، پس نوآ در آن پیشرفت چندانی نکرد. تجربه او با شمشیرها نمی‌توانست با آن وجود قدرتمند مطابقت دا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی