تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1156
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1156 1156. شیطان مه
نوآ به جانور جادویی رتبه ۶ که در طول ماجراجوییهای فراوان خود پیدا کرده بود توجه کرد. همیشه میدانست که بدنش در نقطهای به آنها نیاز خواهد داشت و آن لحظه فرا رسیده بود.
حتی زمانی که قدرت نبردش به سطح افراد قدرتمند رسیده بود، تصمیم گرفته بود آن موجودات را نادیده بگیرد، زیرا بسیاری از آنها در رده پایینتر قرار نداشتند.
با این حال، نوآ اکنون در سطح کاملاً متفاوتی قرار داشت. با اطمینان معتقد بود که جانوران جادویی در سطح میانی، با توانایی فعلی او مشکلی نخواهند داشت و در هر صورت میخواست خود را آزمایش کند.
علاوه بر این، جهان انگیزههای زیادی به او ارائه نکرد. اتحاد حمله خود به قلمرو خاندان الباس را از سر گرفته بود، اما او از این موضوع چیزی به دست نمیآورد.
بدون پادشاه الباس، سلطنتیها دشمنان شایستهای برای وقت او نبودند. با این حال، نوآ از گذراندن قرنها در خانهاش بیزار بود، بنابراین یک جلسه شکار، ماجراجویی عالی برای دوره کنونی بود.
نوآ دو دنیا به عنوان مناطق شکار داشت و هر دوی آنها دریایی با تعداد نسبتاً زیادی از موجودات قدرتمند داشتند. با این حال، ردیابی آن جانوران جادویی مدتی طول میکشید، بنابراین ترجیح داد ابتدا حساب آنهایی که در خشکی زندگی میکرند را برسد.
به دلیل تغییرات زیاد در مرزهای سیا*سی و گسترش مداوم سازمانهای پیشرو، جانوران قاره جدید آشفته بودند.
بسیاری از جانوران جادویی رتبه ۶ که نوآ در گذشته پیدا کرده بود، مرده یا در داخل ساختارها زندانی بودند. حتی پادشاه کوه برفی طعمه تکنیک کپی شده بود.
نوآ همیشه میدانست که دریاها مناطق شکار قابل اعتمادتری هستند، اما میخواست از خشکیها شروع کند. پس از تصمیم گرفتن، بلافاصله به دو منطقه خطرناک خاص در قاره کهن فکر کرد.
بر اساس گزارشهای انباشته شده در طول سالیان، مه عرفانی و زنجیره کوهی که قاره کهن را به سه منطقه تقسیم کرده بود، موجودات رتبه ۶ را پنهان کرده بود.
نوآ هنگام جستجوی بقایای فرقههای شیطانی یکی از آنها را در داخل مه عرفانی پیدا کرده بود، بنابراین کاملاً مطمئن بود که حتی زنجیره کوه نیز موجودی در آن سطح دارد.
نوآ در حالی که محل اقامت خود را ترک میکرد تا به سمت قاره کهن پرواز کند، با خود فکر کرد:
- اول مه عرفانی.
آخرین باری که به آنجا سفر کرده بود، به نشانی نیاز داشت که نیت صلح...
کتابهای تصادفی

