تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1169
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1169 1169. مذاكرات
نوآ به آرامی به گوشه ساحل جنوب شرقی نزدیک شد، اما غرایزش به او اطمینان میداد. هنگام فرود در آن دشت هیچ ترسی احساس نکرد. منطقه بیخطر به نظر میرسید.
جانوران جادویی که در آنجا زندگی میکردند حتی پس از سالها ناپدید شدن پادشاه الباس، همچنان رفتار غیرعادی خود را حفظ کرده بودند. با این حال، هنگامی که نوآ به ورودی کاخ در مرکز منطقه نزدیک شد، تأثیر ساختارها را احساس نکرد.
چیزی زیرزمینی فعال بود، اما به نظر میرسید که نوآ را هدف قرار نمیداد. پادشاه الباس مناطق تمرینی ایجاد کرده بود، اما وقت خود را برای ساخت ترکیبات دفاعی تلف نکرد.
نوآ هنگام ورود به قصر احساس خطر کرد. حکاکیهای آنجا بر حوزه ذهنیاش فشار میآوردند. اما او را هدف قرار ندادند.
آنها بخشی از قدرت پادشاه الباس را بروز میدادند، اما هدفشان حفاظت از منطقه نبود. نوآ حدس زد که آنها برای تامین سوخت مناطق تمرینی زیرزمینی انرژی جمع آوری میکردند.
البته، این احتمال وجود داشت که بسیاری از دفاعها پس از گذراندن سالها بدون خالق خود غیرفعال شوند.
نوآ به خصوصیات آن منطقه اهمیت نمیداد. هدفش جایی در داخل کاخ بود و وقتی غرایزش چیزی حس نکرد، آزادانه وارد شد.
داخل کاخ به همان اندازهای مجلل بود که نوآ به یاد میآورد، اما برای بررسی هر اتاقی که میدید وقت صرف نکرد. بسیاری از مناطق حاوی منابع ارزشمندی بودند، اما موانعی داشتند که آنها را از بقیه ساختار جدا میکرد.
اگر نوآ تصمیم میگرفت زمان و منابع خود را وسط بگذارد، میتوانست آن موانع را بشکند، اما هدفش جای دیگری بود. از زمانی که وارد قصر شده بود احساسش میکرد. برای یافتن آن باید به زیر زمین میرفت.
کاخ راهروهای زیادی داشت، اما نوآ برای یافتن هدفش فقط به غرایزش گوش میداد. او از کنار بسیاری از سالنها رد شد که هالهای نفسگیر از خود میتاباندند و از پلههایی با نردههای متعدد پایین آمد تا به اتاق بزرگی رسید.
در آنجا هم موانعی وجود داشت. اینطور که پیدا بود، پادشاه الباس تنها زمانی که مجبور بود از منابع خاصی محافظت کند، دفاعی را به کار گرفته بود و ممکن بود یکی از آن منابع برای اتحاد حیاتی باشد.
نوآ جلوی در کوچکی رسید که خطوط درخشان متعددی در لبههایش داشت. هاله اوج مرحلهی جامد آن دیوارها را...
کتابهای تصادفی



