فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1185

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1185 - 1185. شکست

پادشاه الباس این کلمات را متوجه نشد، اما هاله نوآ پس از پایان جمله‌اش اوج گرفت. تیزی او چنان شدید شد که حتی اگر تکان نمی‌خورد، شکاف‌هایی در تار و پود آسمان باز شدند.

نوآ همچنان شمشیر شیطانی را جلوی صورتش نگه داشته بود و باقی‌مانده دنیای تاریک در داخل تیغه او به جریان درآمد و او بر روی تصاویر ضربه نهایی قدیس شمشیر تمرکز می‌کرد.

او برای اجرای این تکنیک به هر چیزی که می‌توانست جمع آوری کند نیاز داشت. ضربه نهایی قدیس شمشیر چیزی نبود که به مسیر او تعلق داشته باشد، بنابراین او از تمام انرژی موجود در مراکز قدرت خود برای تکرار آن استفاده کرد.

پادشاه الباس می‌توانست به طور مبهم حدس بزند که چه اتفاقی دارد می‌افتد، اما هیچ ترسی از خود نشان نداد. شرایط او به هم ریخته بود، اما او قبلاً پذیرفته بود که بخشی از خود را برای پیروزی در آن جنگ قربانی کند.

خونی که از جراحاتش می‌ریخت شروع به سوختن می‌کرد و شعله‌های آتش بیشتری با دریای طلایی که او را احاطه کرده بود، می‌سوخت. بخشی از آتش جدید نیز با نیزه ادغام شد تا حمله بعدی او را تحریک کند.

گروه تهذیب‌گران در حالی که دو هیولا حمله بعدی خود را آماده می‌کردند، به تماشا ایستاده بودند. حتی یک ثانیه از آخرین حمله پادشاه الباس نگذشته بود، اما آن‌ها احساس می‌کردند که به دلیل تنش ایجاد شده در میدان جنگ، روزها در آن حالت باقی مانده‌اند.

نتیجه آن مبادله سرنوشت آن‌ها را تعیین می‌کرد و برای کمک به نوآ برای دفع حمله بعدی خیلی دیر شده بود.

نوآ فکر کرد: -شکل نهایی تیغه هیچ شکلی ندارد. یک برش بدون هنر. نوک تیغه بدون شکل است. قطع می‌کند چون وجود دارد.

هاله نوآ از این افکار شروع به لرزیدن کرد. او دستش را که شمشیر شیطانی را با آن گرفته بود شل کرد و پیشانی خود را روی سطح آن (شمشیر شیطانی) گذاشت.

او برشی را اجرا نمی‌کرد. چرا که نیازی به آن نداشت.

پادشاه الباس همچنان به لبخند زدن ادامه داد، اما وقتی لرزشی شدید در بدنش پخش شد، چهره او یخ زد. پادشاه الباس در حالی که برخی از اندام‌های حیاتی‌اش در خطر سقوط بودند، خون بالا آورد، و نیزه‌اش در توده‌ای از شعله‌های آتش شکست و کنترل تکنیک خود را از دست داد.

نوآ در آن نقطه حمله کرد. او نه حرکت می‌کرد و نه انرژی خود را به جلو هل می‌داد. او روی شمشیر شیطانی تمرکز کرد و به تیزی خود اجازه داد بقیه کارها را انجام دهد.

پادشاه الباس در حال تلاش برای تثبیت وضعیت خود بود که تغییر را در هاله نوآ احساس کرد. با این حال، او چیزی ندید که به سمتش بیاید، و دریای شعله‌های آتش اطراف پیکر او دست نخورده باقی ماند، حتی پس از اینکه فردیت نوآ آرام شد.

با ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی