تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1184
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1184 - 1184. موجودیت
نوآ وقتی دید که شاه الباس توانسته بر محدودیتهای خود غلبه کند باخود فکر کرد: -ما شکست خوردیم.
قاطعیت پادشاه سلطنتی در قربانی کردن بازوی چپ خود برای ایجاد شعلههای شدیدتر باعث شد آخرین نقشههای نوآ شکست بخورد. او اکنون استراتژی دیگری نداشت.
نوآ در حالی که شمشیر شیطانی را پایین میآورد گفت: «برید. دنیای تاریک عقبنشینی شما رو پوشش میده. به بعد مجزا برگردید.»
تهذیبگران پس از اینکه از شعلههای دوباره تازه شده احساس تهدید کردند، حمله خود را متوقف کردند، اما هنوز آماده تسلیم شدن در نبرد نبودند. با این حال، دستورات نوآ باعث شد آنها متوجه شوند که این وضعیت چقدر ناامید کننده است.
حتی نوآ که ذهنی انعطاف پذیر داشت نیز از آن نبرد دست کشیده بود. اگر او تصمیم گرفته بود که دیگر کاری برای انجام دادن باقی نمانده است، پس آنها هیچ شانسی برای ارائه چیزی که بتواند به آنها کمک کند برنده شوند، نداشتند.
شیاطین شروع به عقبنشینی کردند و سایر نیروها از آنها الگو گرفتند. آنها از ماده تاریک پشت نوآ پایین آمدند تا به نزدیکترین ورودی بعد مجزا برسند.
شیطان پرنده و شیطان رویابین وقتی دیدند که نوآ آنها را دنبال نمیکند، مسیر خود را متوقف کردند. نگاههای نگرانشان به سمت او رفت، اما نوآ با چند کلمه به آنها اطمینان داد.
نوآ گفت: «من خودم رو فدای شما نمیکنم. اما باید قبل از رفتن چیزی رو امتحان کنم.»
در حالی که او و معشوقش به پایین آمدن ادامه میدادند، شیطان پرنده گفت: «زنده بمون.»
پادشاه الباس با دیدن تهذیبگران در حال خروج از میدان جنگ لبخند زد. شعلههای آتش روی کف دستش جمع شد تا شکل نیزه آتشینش را به خود بگیرد و او آن به سمت دشمنانش هدف گرفت.
شعلههای آتش از نوک نیزه بیرون آمد درحالی که در آسمان حرکت میکرد. شدت آتش به قدری افزایش یافته بود که تکههای بزرگ آسمان هرجا که انرژی بالاتر پادشاه سلطنتی پرواز میکرد از هم میپاشید.
پادشاه الباس به این راحتی دشمنانش را رها نمیکرد. او از آن نبرد چیز مهمی به دست آورده بود، اما از آن دسته نبود که به دشمنانش، پس از اینکه هر کاری که میتوانستند برای کشتن او انجام دادند، امان دهد.
تنها یک راه برای پایان دادن به آن نبرد وجود داشت. پادشاه الباس مجبور شد کسانی را که با او مخالفت کرده بودند بکشد و تمام جهان را به عنوان قلمرو خ...
کتابهای تصادفی

