تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1203
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1203 - 1203. فتح
دفاعهای جدید مستقر شده توسط خانواده الباس شروع به سقوط کردند. مهاجمان یکی پس از دیگری بر چالشهای موجود در مناطق نزدیک خود غلبه میکردند.
ارشد دیانا به آرامی غولهایی را که میخواستند او را با نیزههای خود گیر بیندازند، نابود کرد. نور شفابخش ساختارها تلاش کرد تا آسیبهای آنها را برطرف کند، اما حمله مادرسالار مداوم بود و به آنها فرصت نفس کشیدن نمیداد.
علاوه بر این، او برای آن غولها خیلی سریع بود. تعدادشان به آنها کمکی نمیکرد زیرا مادرسالار آنها را فقط به عنوان اهدافی برای نابودی میدید.
دست چپ یزدان نیز در وضعیت مشابهی قرار داشت. دیوارهای حکاکیشدهی مقابلش با روبرو شدن با طوفانها و بادهای متراکم او، فقط میتوانستند فرو بریزند.
هر یک از طلسمهایش صدمات سنگینی به آن حکاکیها وارد میکرد و نور طلایی که از زمین میآمد نمیتوانست قبل از رسیدن موج بعدی حملات، به طور کامل آن صدمات را برطرف کند.
ارشد جولیا در نهایت ارتش دورگهها را درهم شکست. قورباغه غول پیکر سمی یک حریف مقاوم بود، اما فرد قدرتمند با حملاتی به آن حمله کرد که قابل دیدن نبودند.
دورگههای دیگر در ارتش سعی کردند از رهبر خود در برابر طلسمهای او محافظت کنند، اما تلاش آنها بیهوده بود زیرا ارشد جولیا همیشه موفق میشد مقداری باد را از محاصره عبور دهد.
سبک جنگی ارشد جولیا بیعیب و نقص بود، و تنها زمانی برای دورگهها فرصت حمله ایجاد میکرد که میخواست آنها را به دام بیاندازد. سلطنتیها احساس میکردند که باید ارتش را مجبور به عقبنشینی کنند تا برخی از ارزشمندترین نیروهای خود را نجات دهند.
رویکرد ارشد رجینا با همراهانش متفاوت بود. عروسکهای او نمیتوانستند آسیبهای سنگینی را به شلاقهای قرمز وارد کنند، اما میتوانستند صدمات زیادی بر ساختار آن بنشانند.
او باید چیزی بزرگتر برای از بین بردن آنها ایجاد میکرد، اما استراتژی متفاوتی را انتخاب کرده بود.
خانواده الباس منابع و نیروهای محدودی داشتند زمانی که سه سازمان با یکدیگر همکاری میکردند، سلطنتیها قدرت مانع شدن از آنها را نداشتند. با این وجود، اگر مهاجمان در طول حمله خود مرتکب اشتباهی میشدند، این شانس به وجود میآمد که چند منطقه را حفظ کنند.
پایان دادن به یک نبرد در اسرع وقت معمولاً خوب بود زیرا شانس متحمل شدن ضرر را محدود میکرد. با این حال، فرد سلطنتی انرژی زیادی ذخیره نمیکرد، بنابراین تخلیه آن حتی برای نبردهای آینده نیز مفید خواهد بود.
در برابر شلاقهای قرمز جان ارشد رجینا در خطر نبود. او میتوانست به آرامی بجنگد و سلطنتیها را مجبور کند که چندین بار دفاع خود را اصلاح کنند تا مصرف انرژی آنها را به حداکثر برسانند.
کتابهای تصادفی