فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1215

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1215 – 1215. تهی

آزاردهنده‌ترین جنبه خواص درمانی عروسک در سرعت انجام آن نبود. مسئله اصلی این بود که شعله‌های طلایی متکی به منبع انرژی بودند که محدودیت‌های مشخصی نداشت.

هاله طلایی که قادر به شفا ساختارها بود از "نفس" برای جایگزینی و تعمیر حکاکی‌ها استفاده می‌کرد، اما عروسک‌ها فقط یک سوخت داشتند. آن‌ها خون الباس‌ها را مصرف می‌کردند تا شعله‌های آتش خود را فعال کنند و به آن توانایی‌های آزاردهنده دست بیابند.

این نبرد را حتی دردسرسازتر کرد. نوآ و دیگران نمی‌توانستند به آرامی ذخایر انرژی متصل به عروسک‌ها را در آن موقعیت به پایان برسانند. آن‌ها نمی‌دانستند سوخت آن‌ها چگونه رفتار می‌کند.

اگر هایو هنوز به تکنیک کپی دسترسی داشت، اوضاع فرق می‌کرد. صدماتی که رهبران می‌توانستند با آن دارایی وارد کنند، کافی بود تا حتی آن عروسک‌های قدرتمند را به مبارزه وادار کند.

با این حال، سازمان‌ها در حال حاضر تنها بودند. بهترین کاری که آن‌ها می‌توانستند انجام دهند، ایجاد سلاح‌های حکاکی شده بود که با توانایی‌های عروسک‌ها مقابله کند، اما آن‌ها هنوز باید راهی برای وارد کردن آسیب‌های مداوم پیدا می‌کردند.

«می‌تونی از یک طرف تا طرف دیگه‌اش رو ببری؟» ارشد بزرگ دیانا وقتی به نوآ نزدیک شد پرسید.

دست چپ یزدان با شنیدن این حرف سرش را تکان داد، اما وقتی متوجه شد که نوآ دارد به این موضوع فکر می‌کند، چشمانش گرد شد. انگار واقعاً داشت به این فکر می‌کرد که آیا می‌تواند این کار را بکند یا نه.

«هایو یه سلاح آسمونی دیگه جایی مخفی کرده؟» دست چپ یزدان پرسید.

نوآ سرش را خاراند و محاسبات در ذهنش شکل گرفتند. عروسک محکم بود و موادی که آن را می‌ساختند بسیار سخت بودند، اما زمانی که موضوع به قدرت مطلق می‌رسید، فقط نیم مرحله از او بالاتر بود.

نوآ در حالی که به مطالعه سگ سه سر ادامه می‌داد، گفت: «شاید بتونم بهش نزدیک بشم. من باید بعد از یه مدت آماده‌سازی حمله‌ام، روی اون فرود بیام. البته، فکر کنم بریدن کله‌ها راحت‌تر باشه.»

نوآ می‌دانست که با آمادگی کافی، تیزی او می‌تواند بر استحکام فلز قرمز غلبه کند. رده بالایی دقیقاً با مرحله جامد برابری نداشت، بنابراین او احساس اطمینان می‌کرد که اگر جاه طلبی خود را به اوج برساند، به آن سطح خواهد رسید.

پاسخ نوآ، ارشد بزرگ دیانا را شگفت زده نکرد. ارزیابی او از قوی‌ترین تهذیب‌گران تاریخ به‌جا بود. شیطان سرکش یک هیولا در میان هیولاها بود.

ارشد بزرگ دیانا در حالی که به سمت دست چپ یزدان می‌چرخید، گفت: «ما فقط باید از شر شعله‌های آتش خلاص بشیم.»

مادرسالار امپراتور...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی