تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1221
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1221 1221. شکسته
نیروهای مهاجم از شدن هیجان حتی نمیتوانستند بیان کنند که چقدر وارد کردن آسیب به عروسک به عنوان یک تیم احساس خاصی داشت..
آنها قبلاً با هم جنگیده و سه عروسک را با هم جنگیده و شکست داده بودند، اما در مبارزات قبلی فقط نوآ و ارشد بزرگ دیانا موفق شده بودند که مستقیماً به فلز قرمز ضربه وارد کنند.
با این حال، وضعیت به طور کامل به دلیل استراتژی نوآ تغییر کرده بود. او خود را فقط به ترکیب کردن جاه طلبی خود با بخشی از توانایی های دنیای تاریک محدود کرده بود، اما تایتان بلافاصله دست بالا را در نبرد از دست داده بود.
عروسک تلاش خود را روی گرفتن نوآ متمرکز کرد، اما او خیلی سریع بود و هر زمان که طفره می رفت به فلز قرمز آسیب می رساند. علاوه بر این، اقدامات او باعث شد تا یارانش در تمام این مدت حمله دوم خود را ایجاد کنند.
تایتان در آن ثانیه های طولانی صدمات زیادی را متحمل شد. نوآ سوراخ بزرگی روی سینه و سرش ایجاد کرده بود و دیگر نیروگاهها شکافهایی را باز کرده بودند که به نقطه اول متصل بودند.
معمولاً نیم روز طول می کشید تا گروه به نتایج مشابهی برسد. با این حال، آنها فقط برای کمتر از یک دقیقه جنگیده بودند!
البته که بهتر بود اگر نوآ از قوی ترین برش خود استفاده میکرد، اما دفاع تایتان برای این کار خیلی فشرده بود. پوشش زره شیطانی در برابر این حریف بهتر عمل می کرد.
نوآ دوباره به سرعت دوید تا از هشت شمشیر آتشین که می خواستند او را بگیرند طفره رود. او از سوراخ سر تایتان به داخل آن بازگشت و مشتی را در ناحیه ای پر از خطوط طلایی پرتاب کرد.
بیشتر آن کتیبه ها( رون ها) پس از پخش شدن موج ضربهای ناشی از حمله نوآ در آن ناحیه از عروسک، تاریک شدند.
نوآ قصد داشت در آن حمله کتیبه ها را از بین ببرد. مشت او نتوانست فلز قرمز را سوراخ کند، اما او میتوانست از این نوع حمله فواید بسیار بیشتری کسب کند.
در طول مدت باقی ماندن در داخل تایتان، چشمان او بر روی خطوط کمنور ثابت ماند. برخی از عملکردها و دستگاه های عروسک پس از آن ضربه از کار افتادند، اما با فرو ریختن آن کتیبه ها، اتفاق عجیب تری رخ داد.
قسمت پایینی تایتان قادر به ایجاد شعله های طلایی نشد. پس از اینکه نوآ کتیبه های مرتبط با آن عملکرد را از بین برد، پاها و کمرش بی دفاع شد.
چشمان نوآ قبل از اینکه به بیرون از تایتان برود، روشن شد: - پیداشون کردم....
کتابهای تصادفی



