تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1223
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1223 1223. انسان دزد
نوآ نمیتوانست یزدان امپراتوری شاندال را نشناسد، بهویژه پس از ملاقات با او. همچنین، هالهای که از او تابیده میشد، ردی غیر قابل انکار از یک موجود آسمانی را به همراه داشت.
«یزدان متعال!» دست چپ یزدان دوباره فریاد زد قبل از اینکه در هوا خم شود.
اشک از چشمانش سرازیر شد و هالهاش قویتر شد زیرا او نهایت احترام خود را نسبت به رهبرش ابراز میکرد. گویی بازگشت شاندال در سرزمین پایینی، فردیت او را بهبود بخشیده بود.
سایر نیروها در آن صحنه واکنشهای متفاوتی از خود نشان دادند. نگرانی در بیشتر آنها ظاهر شد، اما کسانی که در بعد مجزای شاندال بودند، هیچ ترسی احساس نکردند.
ظهور دوباره یزدان امپراتوری زندگی جدیدی به آن سازمان میبخشید. تنها حضور او کافی بود تا سازمان آنها را تبدیل به قویترین نیروی جهان کند و هدایت او دوباره رشد آن را افزایش دهد.
ترس از شاندال برای نیروهای دیگر سازمانها طبیعی بود. بازگشت او باعث میشد که برخی از مزایایی را که در زمان حضور او در سرزمینهای جاودانه تجربه کردهاند، از دست بدهند.
در عوض، نیروهایی که در بُعد شاندال بودند، میدانستند که او قصد آسیبی ندارد. یزدان بر محیط سیا*سی تأثیر نمیگذارد. او فقط به فرستادن تهذیبگران بیشتر به سرزمینهای جاودانه اهمیت میداد.
در مورد نوآ، او به سختی میتوانست در آن موقعیت تمرکز کند، زیرا غرایزش دیوانهوار فریاد میزدند. آنها پس از سقوط صاعقه ساکت شده بودند، اما به زودی دوباره شروع به هشدار دادن به او کردند.
نوآ میخواست روی شاندال تمرکز کند، اما ذهنش به او اجازه نمیداد. چشمانش خود به خود بین تخم و شکاف آسمان حرکت کردند. حتی به او وقت ندادند که به تهذیبگر آسمانی نگاه کند!
تخم باعث شد تا نوآ شدیدترین گرسنگی را که تا به حال در زندگی خود احساس کرده بود احساس کند. انگار برگشته بود به زمانی که دورگه بود. تمام تمرکز او لازم بود تا در آن شرایط عاقل بماند.
و سوراخی که در آسمان وجود داشت باعث میشد او احساس خطر کند. نوآ هر وقت به نور سفیدی که از آن اتصال به سرزمین جاودانه نشت میکرد، نگاه میکرد، تهدیدی عظیم را احساس میکرد.
این احساس خطرناک کمک کرد که گرسنگی خود را کنترل کند، اما نوآ به هر حال احساس ناخوشایندی داشت. نمیدانست در ...
کتابهای تصادفی

