فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1224

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1224 1224. بحران

«انسانِ دزد.» این غرغر دوباره طنین انداز شد و در سراسر جهان پخش شد. «انسان دزد!»

وقتی پنجه از لبه‌های سوراخ فراتر رفت و در سرزمین پایین ظاهر شد، آسمان لرزید. هاله‌ای آسمانی از آن پراکنده شد و تار و پود جهان خود را از تحمل آن ناتوان دید.

با گسترش هاله الهی، شکاف‌های بی‌شماری در آسمان پدیدار شد. یک سرزمین پایینی ضعیف‌تر از آن بود که بتواند هاله‌ی این موجود را تحمل کند، اما به نظر می‌رسید که موجود الهی در سرزمین جاودانه اهمیتی به این موضوع نمی‌داد. به غر زدن ادامه داد و چنگالش را عمیق‌تر به آن دنیا کوبید.

نیروها در آن شرایط کاری از دستشان بر نمی‌آمد. آن‌ها حتی حرکت نکردند. وقتی موجودات الهی درگیر باشند دیگر جایی برای پنهان شدن وجود نداشت. پادشاه الباس قبلاً این را ثابت کرده بود.

نوآ در حالی که پنجه را مطالعه می‌کرد فکر کرد: -اگر اون موجود بخواد از موانع بین سرزمین‌ها عبور کنه، آسمان فرو می‌ریزه.

نوآ می‌توانست اطلاعات زیادی را از یک عضو بدن بیاموزد، اما نمی‌دانست تخصص او در آن موقعیت چقدر مفید است. حتی کشف گونه این موجود به هیچ وجه به او کمک نمی‌کند مگر اینکه نقص‌های شدیدی در گونه‌اش داشته باشد.

با این حال، حتی نقص‌های جدی نیز به او کمک نمی‌کند. یک مشکل ساده اما غیر قابل حل در آن موقعیت وجود داشت. نوآ نمی‌توانست به یک موجود آسمانی آسیب برساند. زنده ماندن در حضور آن خودش یک شاهکار قابل توجه بود.

یک لرزش ناگهان از پنجه عبور کرد و چند جرقه قبل از پراکنده شدن در آسمان از آن خارج شد. یک غرش خشم آلود به دنبال آن اتفاق افتاد، اما با این وجود قسمت‌های بدنش شروع به عقب‌نشینی کردند.

پنجه در میان نور سفید ناپدید شد، اما سوراخ نشانه‌ای از بسته شدن را نشان نداد. انگار چیزی آن را باز نگه می‌داشت، اما آن عمل از طرف دیگر اتفاق افتاد. نوآ و دیگران نمی‌توانستند به زور جلوی آن را بگیرند زیرا مقصر آن در آن زمان در سرزمین‌های جاودانه بود.

یک سری غرش‌های کم دوباره از سوراخ شروع به طنین زدن کردند. معنایی که آن‌ها داشتند متفاوت بود، اما نوآ بیشتر آن را فهمید.

موجود غرغر کرد: «جهان خیلی ضعیفه، انسان رو باید کشت. تخم رو پس گرفت. کاری کنید که از ما بترسند.»

«این چه موجودیه که با خودت اینجا آوردی؟» نوآ بدون اینکه چشمانش را از شکاف تکان دهد پرسید.

...
برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی