تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1228
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
1228: دم
صدایی از درد از دهان موجودی بسته شده بعد از اینکه نایت دمش را تکه تکه کرد، بیرون آمد. حالا تمام توجه مار ابدی به نوآ بود. سرانجام فهمیده بود که باید با این حریف روبرو شود تا بتواند به ماموریت خود را ادامه دهد.
-بالاخره فهمیدی.- نوآ فکر کرد.
او اکنون میتوانست احساس کند که در مبارزات تجربه بیشتری کسب میکند. روبرو شدن با حریفی از سطح بالاتر، باعث ارتقای نفسش میشود.
نوآ در حقیقت، قدرت خود را از طریق جاه طلبی و توسعه مراکز توان خود افزایش نمیدهد. بلکه او به دنبال رسیدن به مراحلی از تواناییهایی است که در آینده به آنها دست پیدا میکند.
آینده نگری نوآ، هنگام مبارزات، به عنوان یک هنر مخفی عمل میکرد. واقعیتی که او در زمان مبارزات نشان میداد، جنبههای مختلفی از تواناییهای خود بود، اما اصلیترین کاربرد انرژی او در زمان مبارزات بود.
مار، احساساتش را کنترل کرد و به حریفش که علت خشمش بود، نگاه کرد. اسنور هنور دهان مار را مهار کرده بود. اما جانور اهمیتی به آن موجود عجیب و غریب نمیداد.
جانور جادویی با قدرتی که فقط یک رتبه شش میتواند داشته باشد به نوآ خیره شد، و به هیچ چیز دیگری توجه نکرد.
نوآ احساس سنگینی در ذهنش کرد. نیرویی به او فشار وارد میکرد تا در مقابل این موجود قدرتمند به زانو درآید. با این حال، تاثیری چندانی بر او نداشت، چون او سطحهای متفاوتی از این روش را گذرانده بود و میتوانست با آن مقابله کند.
تمرکز و هوشیاریاش را مانند طوفانی از موجها افزایش داد و کل وجودش را پر کرد.
وجدان نوآ "نفس" اطرافش را نابود کرد و روند جادوی مار ابدی را کند کرد. هنگامی که انرژی او جریان پیدا کرد، پیکانهای تیزی که داخل شکافهای روی دم به وجود آمده بودند، زخمهای متعدد دیگری را هم به وجود آورد.
نوآ به نظر میرسید که در آتش است. قدرت و تواناییهایش در همه جهات به طرز واضحی به چشم میآمدند، اما تمام این آیتمها در خدمت جاه طلبی بیپایانش بودند. و او همچنان به دنبال تحقق اهداف بزرگتر بود. به نظر نمیآمد که مح...
کتابهای تصادفی

