تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1246
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1246 1246. موج سوم
شکاف در حال بسته شدن بود اما طنین غرشهای خشمگین به گوش میرسید. توجه همگی به سطح پایین معطوف شده بود و باعث جلب توجه شش مار ابدی که به دنبال تخم بودند شد.
نوآ نمیتوانست چیزی که میشنود را باور کند. او میتوانست بفهمد که چه تعداد از موجودات الهی خشم خود را از سرزمینهای جاودانه منتقل میکنند، ولی این تعداد انها بود که نوآ را لال کرده بود.
- نُه تا.
این نتیجهای بود که نوآ از طنین غرشها استنباط کرده بود.
هردسته از جانوران جادویی در سرزمینهای جاودانه، نُه موجود الهی در خود داشت و نوآ حتی مطمئن نبود که آنها همه منابع الهی خود را به همراه میآورند یا نه.
جدا از این مقدار قدرت موجود در سرزمینهای جاودانه از انتظارات او فراتر رفت. او همیشه میدانست که موجودات الهی زیادی در آنجا وجود دارد، اما حتی ارزیابی سخاوتمندانه او نیز اشتباه بود.
نوآ پس از صعود تنها می ماند و قصد نداشت پیشنهاد شاندال را بپذیرد. او یک راهنما نمیخواست و قبل از کسب اطلاعات بیشتر در مورد محیط و وضعیت اطراف سرزمینهای جاودانه به پیوستن به سازمانهای دیگر علاقه مند نبود.
با این حال، یک مسئله وجود داشت؛ او نمی دانست که آیا قدرت خودش به اندازهای هست که زنده بماند یا نه.
نوآ به غرایز و قدرت نبردش اعتماد داشت، اما انجام ان سختتر از آن چیزی بود که پیش بینی کرده بود.
- باید خیلی قویتر بشم.
در آن لحظه که صدای غرشها گوشهایش را پر میکرد این صدا در ذهنش میپیچید.
- زنده موندن کافی نیست، فقط قوی بودن بین تهذیب کنندگان رتبه قهرمان کافی نیست، باید بین یزدانها هم یک هیولا بشم.
در حالی که به شکاف خیره شد بود، جاه طلبی آشکارا از سر و پای او میبارید و هوشیاریاش را با آن پرکرده بود.
او نمیخواست بعد از صعود مانند یک جانور ترسیده رفتار کند، اما به قدرتی بیش از آنچه که پیش بینی کرده بود نیاز داشت.
سیاهچاله قفسه سینه او شروع به سریعتر چرخیدن کرده بود زیرا جاه طلبی او چهارمین مرکز قدرتش را به حد خود رساند و تکنیک استنتاج الهی هم خود به خود فعال شد.
بیشمار ایده برای قویتر شدن به ذهنش خطور کرد.
اکثر آنها غیرواقعی بودند و انجام آنها در شرایط فعلی غیرممکن بود، اما چیزی بود که میخواست قبل از ...
کتابهای تصادفی



