فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1247

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1247 1247. آکنده

گروه سوم مار‌های ابدی به جهان پایینی فرود آمدند، اما به محض محو شدن موج شوک، شندال دیگر به آن‌ها اهمیت نداد. او حتی به موجودات رتبه شبه هفتم که تازه به نبرد پیوسته بودند هم توجهی نکرد.

تمرکز شندال روی شکاف معطوف بود و همه چیز را نادیده گرفته بود.

حتی در هنگام الحاق موج سوم مهاجمان به نبرد هم، هیچ کاری نکرد و سر جایش ایستاد.

به محض اینکه حلقه زرد رنگ روی آنها فرود آمد، نور لاجوردی ساطع شده از کف دستش آنها را منجمد کرد. تنها مار‌های ابدی شبه رتبه هفتم بودند که قبل از پیوستن به دیگر موجودات بی حرکت، کمی تقلا کردند.

شندال در سطح جداگانه ای بود؛ تنها قدرتش کافی بود که جهان را متوقف کند، اما علاقه‌ای به اینکار نداشت.

او شکاف را می‌بست زیرا این به هم ریختگی تقصیر او بود و تنها موجودی که در جهان قادر بود این کار را با موفقیت انجام دهد هم خودش بود.

علاوه بر این، موجودات ارزشمند زیادی در جهان پایین وجود دارند که سزاوار‌ فرصتی برای رسیدن به سرزمین‌های جاودانه هستند.

او ناحیه اطراف شکاف را در زمان متوقف کرد تا در این حین، شکاف به بسته شدن ادامه دهد.

فقط صدای غرش رهبران ادامه پیدا کرد، اما زمانی که متوجه شدند زیردستان‌شان نمی‌توانند شندال را متوقف کنند، خیلی زود از فریاد کشیدن دست کشیدند.

یک سری غرغر با صدای پایین نشان دهنده همین موضوع بود. نوآ وقتی آن موضوع را فهمید چشمانش گرد شد و با توجه به چرخش ناگهانی وقایع، به فکر راه‌هایی برای کمک به شندال افتاد.

با این حال، خیلی زود فهمید که نمی‌تواند در نبرد کمکی کند.

لشکر جانوران برای کشتن او کافی بود حتی اگر به تمام روش‌های خود تکیه کند. شندال باید به تنهایی به این موضوع رسیدگی میکرد.

رهبران ناگهان ساکت شدند. هیچ صدایی در سراسر جهان طنین انداز نشد. فقط صدای ضعیف ناشی از ذوب شدن یخ نقره در منطقه پخش میشد.

اما در این لحظه چشمان شندال لرزید، غرایز او در مورد یک خطر قریب الوقوع هشدار میداد. ذهن او تنها کسی نبود که این تهدید را حس کرد، حتی قدرت‌های برتر در نقاط مختلف جهان هم همین احساسات را داشتند.

‌نوآ نیز از این قاعده مستثنی نبود، او خطر را با شدت بیشتری نسبت به دیگران احساس کرد و از آنجایی که از نقشه مارها آگاه بود، چند قدم به سطح زمین...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی