تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1271
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1271 1271. مفتخر
نوآ پس از مشاهده تغییرات ناشی از مار ابدی شبه رتبه 7 به داخل بعد مجزا بازگشت. زمان آن رسیده بود که بدن خودش را ارتقا دهد، بنابراین شکارها میتوانستند صبر کنند تا او از خلوت خود خارج شود.
هر شکستن سطحی در بدن او اغلب او را مجبور به خواب زمستانی میکرد. پیشروی از یک رتبه به رتبه دیگر نیز باعث ایجاد یک گل داودی میشود، اما محاسبه مدت زمان آنها دشوار بود.
اوضاع در مورد ماده تاریک او هم همینطور بود. انرژی بالاتر نوآ به تاریکی او بستگی داشت، اما ماده تاریک او الگوی رفتاری واضحی نداشت. و شکستن سطح او به مرحله جامد باعث تکامل آن نشد.
نوآ میتوانست حدس بزند که ماده تاریک زمانی که او به درجات آسمانی پیش رود به سطح بعدی میرسد. او میتوانست پیشبینی کند که انرژی بالاترش پس از ارتقای سطح تاریکیاش دچار تغییر فراوانی خواهد شد.
اگر سیاهچاله پس از همهی اینها بازهم تغییر نمیکرد، دیگر منطقی نبود. با این حال، نوآ به دلیل خواص عجیب و غریب انرژی بالاتر، هنوز نمیتوانست در این مورد کاملاً مطمئن باشد.
همین امر در مورد بدن او نیز صدق میکرد. پس از پیشرفتهای فراوان، مرکز قدرت او به درجهای باورنکردنی رسیده بود، بنابراین طبیعی بود که دورههای خواب زمستانی مرتبط با شکستن سطح او طولانیتر باشد.
با این حال، سیاهچاله او بیشتر فرآیندها را زمانی که نوبت به وجود او میرسید، بهینه میکرد. نوآ تقریباً انتظار داشت که خواب زمستانی او در زمان کمتری به طول بیانجامد زیرا چهارمین مرکز قدرت او در طول شکستن سطح کمک خواهد کرد.
مسئله اصلی این بود که طبق محاسبات اولیه شاندال کمتر از دویست و پنجاه سال از عمر دنیا باقی مانده بود. نوآ بسیاری از موجودات درجه 6 را کشته بود، بنابراین حدس میزد با این حرکتش چند سالی وقت خریده باشد.
با این حال، جهان در آن سالها آرام نمیماند. تور طلایی بخشی از اولین موج انرژی مار شبه رتبه 7ام را متوقف کرده بود، اما جهان مجبور بود دومین شیوع موج انرژی را به تنهایی تحمل کند.
رهبر زمانی که دو قاره را در هم میآمیخت سعی میکرد محتاط باشد زیرا غرایزش در مورد خطرات مربوط به اقداماتش هشدار داده بودند. با این حال، جانوران جادویی در کنترل کردن خودشان بیاستعداد بودند، به خصوص زمانی که نوبت به مشکلاتی میرسید که نمیتوانستند درک کنند.
نوآ هم در آن سالها درجا نمیزد. او هر جانور جادویی که در دیدش پدیدار میشد شکار میکرد و حتی تمام اقدامات احتیاطی او نمیتوانست مانع از گسترش هرج و مرج در جهان شود.
هرج و مرجهای درحال گسترش عمر دنیا را کوتاه کرده بود...
کتابهای تصادفی

