تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1276
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1276 1276. آخرین هان
نوآ موفق شده بود. او جهان را پس از قرنها تقلا نجات داده بود. بسته شدن شکافها نشان داده بود که دنیا میتواند فشار داخلی ناشی از ساکنانش را تحمل کند و عملکرد عادی خود را از سر بگیرد.
نوآ در حالی که غرش رهبر مارها آسمان را پر میکرد، فکر کرد: -الان فرصتش رو دارم.
فشار ساطع شده توسط مار ابدی شبه رتبه 7 شکافهایی را در آسمان باز کرد، اما جهان آنها را در عرض چند ثانیه برطرف کرد. جهان اکنون انرژی اضافی کافی برای مقابله با آن مسائل را داشت.
نوآ برای مدتی رهبر مارها و جهان را مشاهده کرد تا اینکه تصمیم گرفت به بعد مجزا بازگردد. اکنون که سرزمین را نجات داده بود، رویکرد او بالاخره میتوانست تغییر کند. او میتوانست بدون ریسکهای غیرضروری با مشکلات خود کنار بیاید.
آخرین حریف او موجودی بود که قدمی به درجات آسمانی برداشته بود. او نمیتوانست آن را دست کم بگیرد، به خصوص که آن یک جانور جادویی بود.
نوآ میدانست که آن موجودات چقدر نسبت به شرایط مختلف انعطاف پذیر هستند و در مارهای ابدی این ویژگی حتی پررنگتر نیز بود. او نمیتوانست این مسئله را دست کم بگیرد که کشتن یک نمونه شبه آسمانی چقدر سخت است.
او قبلاً تأیید کرده بود که حملات او میتواند به رهبر مارها آسیب برساند. موضوع این بود که آیا او انرژی کافی برای کشتن آن را داشت یا خیر.
همچنین تمام دنیا به دلیل مایع نقرهای این موجود به خشکی یخ زده تبدیل شده بود. نوآ معتقد بود که رهبر میتواند از تمام یخ اطراف خود برای توانایی شفابخشی خود استفاده کند، که عملاً آن را جاودانه میکند، مگر اینکه بتواند آن را با یک ضربه بکشد.
-اصلا یعنی میشه فقط با تمرین کردن به چنین سطحی برسم؟- نوآ در حالی که در بین جلسات تمرینی خود مدیتیشن میکرد، با تعجب فکر کرد.
کشتن جانوران جادویی رتبه 6 با یک حمله برای او آسان بود. مراکز قدرت او به آخرین قسمت از رتبه ششم رسیده بود، بنابراین او میتوانست قدرت بسیار بیشتری را نسبت به موجوداتی در سطح مشابه ابراز کند.
نوآ بدنی داشت که از هر نظر از جانوران و دورگه جادویی پیشی میگرفت. دانتیان او حاوی انرژی بود که او برای کامل بودن برای فردیت خود ایجاد کرده بود. ذهن او دارای ویژگیهایی از تهذیبگران و حیوانات بود.
آن ویژگیها کافی بود تا او را بالاتر از موجودات عادی در سطحی مشابه قرار دهد. آن سه مرکز قدرت میتوانست او را وادار...
کتابهای تصادفی
