تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1301
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1301: سیاه چاله
دانتیان نوآ پس از اینکه انرژی بهشتی را جذب کرد، منقبض شد. تاریکی مواد مغذی را به جوش آورد و اندام او جذب می کرد تا سطح آن را بالا ببرد.
تاریکی هم تغییر کرد. شکل کریستال های شمشیری داشت و قبلاً نور تاریکی از خود ساطع می کرد، اما پس از موفقیت به گازی سیاه و سفید تبدیل شد.
این گاز از مادهی تیزی ساخته شده است و هیچ نوری از آن عبور نمیکند. قدرت آن بسیار زیاد بود و زمانی که انرژی با سایر مراکز قدرت تعامل میکرد، حس کامل بودن به نوآ داد.
در همین حال، بخشی از انرژی آزاد شدهی آسمانی به آسمان پرواز کرد و شکاف بزرگی را باز کرد. نور سفید از آن بیرون زد. هاله ای فریبندهی آن در سراسر جهان میتابید.
راه سرزمین های جاویدان باز شد. اکنون نوآ فقط باید از شکاف عبور کند تا به سطوح بالاتر برسد و دنیای خود را ترک کند.
ذهن او هالهی عجیب شکاف را به خاطر می آورد و چیزی شبیه به یک تونل ابعادی در پشت شکاف سفید رشد کرد.
آن تونل چیزی نبود که همه بتوانند ببینند. حالا که او مصیبت آسمانی را شکست داده بود، سطح به نوآ اجازهی دسترسی به آن سازه را داده بود.
نوآ در حالی که سعی میکرد شکل تونل را به خاطر بسپارد با خود گفت: «پس این جوری انجامش میدن»
تهذیبگران آسمانی به ندرت از اولین شکاف برای رسیدن به سطوح بالاتر استفاده می کردند. آنها پس از اینکه همه مسائل را در سطوح پایین انجام میدادند، مسیرهای سرزمین های جاودانه را باز میکردند.
نوآ همیشه در مورد تئوری پشت آن فرآیند تعجب میکرد، اما پاسخ سادهتر از آن چیزی بود که او انتظار داشت. تهذیبگران آسمانی میتوانستند ورودیهای سرزمینهای جاودانه را که توسط آسمان و زمین قرار داده میشد را تشخیص دهند.
نوآ در حالی که بر قدرت جدید خود تمرکز می کرد، فکر می کرد: «چیزی رو فراموش نکردم؟»
او بالاخره یک یزدان کامل شده بود. نوآ بر تمام مصیبت ها غلبه کرده بود و به اوج واقعی جهان رسیده بود.
نوآ هالهای آزاد کرد و گسلهای بسی...
کتابهای تصادفی


