تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1300
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1300: خشونت
موج ضربه ای که پس از درگیری بین این دو حمله ایجاد شد، کل جهان را فرا گرفت. آبها باز شدند و بستر دریا آشکار شد، بسیاری از جزایر فرو ریخت و تار و پود آسمان در زیر قدرت آن متلاشی شد.
یک درگیری ساده فاجعه ای را به وجود آورد که تمام جهان را در قدرت خشمگین خود فرو برد. بسیاری از موجودات زنده قبل از اینکه بفهمند چه اتفاقی دارد می افتد، مردند. تنها موجوداتی که در سمت دیگر سطح فرار کرده بودند با این که شدیدا مجروح شدند، توانستند زنده بمانند.
جهان دوباره شاهد ناپدید شدن جانوران و گیاهان خود بود. هیچ چیز نمی توانست در برابر قدرت حاصل از برخورد بین دو موجودی که قادر به استفاده از قدرت الهی هستند مقاومت کند!
صاعقه قابلیت رسوخ بیشتری داشت، اما در مقابل موج شعله های سیاه، بخشی از قدرت خود را کاهش داد. وقتی به نوآ رسید، او دیگر می توانست با دست خالی جلوی آن را بگیرد.
نوآ صاعقه را گرفت و دستش را محکم کرد. این حمله به موجی از جرقه تبدیل شد و در تماس با شعله های سیاه، سوخت.
موج های آتش سیاه قدرت نوآ را ارتقا و جراحات او را التیام بخشید. ماده تاریک در رگ های سیاه او جریان داشت و بدنش را فراتر از حد خود می راند.
نوآ دوباره غرش کرد. شعلههای آتش و سیاهچالهاش آنقدر به او انرژی میداد که مجبور میشد قدرتش را با صدایش ابراز کند. در این حین آتش بیشتری از دهانش خارج میشد.
دست شکستهی آسمانی اصلاح شد. این شمایل هر دو دست خود را به آسمان بلند کرد و هاله نارنجی کور کننده دوباره در محیط پخش شد.
غرایز نوآ با آن منظره وحشت کرد. آسمانی چیز عظیمی را آماده می کرد و نوآ می توانست خطر آن را حس کند.
گدازه از بستر شکسته دریا بیرون ریخت، اما نوآ جرات حرکت نداشت. هاله او افزایش یافت و وقتی چشمانش را می بست تا روی دنیا تمرکز کند، وضوح شدیدی در آن منطقه پخش شد.
قوانین در ذهن او ظاهر شد. نوآ میتوانست همهی آنها را حس کند و میتوانست بهترین راه را برای نابود کردن آنها در یک لحظه پیدا کند. امواج ذهنی او نیز تار ...
کتابهای تصادفی
