تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1312
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1312 1312. درها
خانم کانسون همین که نوآ از دیدش ناپدید شد گفت: «ما به خاطر من تو ماموریت شکست خوردیم. من مطمئن میشم که مادرم این مسئله رو درک کنه. اگه مجبور نبودی از من محافظت کنی، میتونستی از شر اون خلاص شی.»
خانم کانسون از این نتیجه بسیار ناراحت به نظر میرسید. او به زک اهمیت میداد و نمیخواست به دلیل ضعف خودش او را مجازات کنند. علاوه بر این، ملاقات با نوآ، تفاوت بین موجودی صعود کرده و موجودی آسمانی را به او نشان داده بود. (منظور اینجا این هست که موجوداتی که از ابتدا آسمانی بودن و در سرزمین بالایی زندگی کردن سختیهایی که موجودات صعود کرده تجربه کردن رو نداشتن و آمادگی کمتری برای نبرد نسبت به اونا دارن.)
زک بدون اینکه نگاهش را از جهتی که نوآ رفته بود حرکت دهد پاسخ داد: «در مورد حرفتون زیاد مطمعن نیستم. مقابله با دورگهها سخت هستش، و این یکی حتی در تمام طول مکالمه آماده جنگ بود. اگرچه دلش نمیخواست بجنگه، اما ازش ترسی هم نداشت.»
«فکر میکنی اون شانسی در برابر تو داشت؟» خانم کانسون در حالی که تعجب روی صورتش ظاهر شد پرسید.
مادرش زک را به عنوان محافظ او انتخاب کرده بود زیرا او قوی بود و تجربه زیادی در برخورد با صعود کردگان داشت. با این حال، سخنان او نشان دهنده تردید او در مورد کل موضوع بود.
زک پاسخ داد: «خودم هم مطمئن نیستم. اون نباید تجربه زیادی در نبرد در صفوف آسمانی داشته باشه، با این وجود بدون تکیه بر فردیتش تونست جزر و مد رو شکست بده. این به تنهایی ثابت کننده قدرتش هست.»
.
.
.
نوآ هر چه سریعتر منطقه را ترک کرد. او در شرایط فعلی سعی نکرد از تکنیک حرکتی خود استفاده کند، اما به هر حال قدرت بدنیاش او را قادر به حرکت با سرعت زیادی کرد.
جانوران جادویی منطقه به او حمله نکردند. نوآ میتوانست آنها را حس کند، اما دید که آنها بدون هیچ دلیلی او را نادیده گرفتند.
-یعنی مورد تاییدشون قرار گرفتم یا همچین چیزی؟
نوآ در حالی که از کنار آن سرزمین شلوغ میدوید با تعجب فکر کرد.
موجودات منطقه هنگام فرود آمدن او در سرزمینهای جاودانه برای حمله به او تردیدی نداشتند، اما اکنون او را نادیده میگرفتند. انگار هیچ علاقهای به مبارزه با کسی که از جزر و مد جان سالم به در برده بود نداشتند.
علاوه بر این، آنها همدیگر را نیز نادیده گرفتند. آن منطقه دارای لانههای متعددی بود، اما آن جانوران جادویی قدرتمند به خود زحمت ندادند تا برای مالکیت آن منطقه بجنگند.
گویی آنها موافقت کرده بودند که فقط به...
کتابهای تصادفی

