تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1316
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1316 1316. قوانین
قوانین ابزار قدرتمندی بودند، به ویژه هنگامی که تهذیبگران در درجات آسمانی از فردیت خود به عنوان سوخت برای حملات خود استفاده میکردند. گیل تنها فردی در رتبه 7 ام و در مرحله گازی بود، اما فعال شدن معنای واقعی او حملات او را در سطح برتری قرار میداد.
نوآ زره شیطانی خود را دید که از هم پاشید درحالی که موج صوتی او را فرا گرفته بود. پوستش هم طبق آن ریتم میلرزید و همینطور که به جراحات داخلیاش افزوده میشد خون هم در دهانش جمع میشد.
پژواک آن زوزه درون نوآ را تکان داد و او را مجبور کرد که خون بالا بیاورد. او حتی به تهذیبگر حمله هم نکرده بود، اما قدرت فردیتش نوآ را مجبور به عقبنشینی کرد.
این قدرت یک یزدان بود. فردیت میتواند بر ماده موجود در منطقه تأثیر بگذارد و عملکرد آن را تغییر دهد. طلسمهای ساده نمیتوانند در برابر آن نوع قدرت دفاع کنند. نوآ در مقابل آن توانایی احساس بر*هنگی(ناتوانی) میکرد.
نوآ در حالی که سیاهچالهاش ماده تاریک را به سمت جراحاتش میفرستاد، با خودش فکر کرد: -پس اوضاع از این قراره.
نوآ پس از انزوا، دانتیان خود را به سطح مناسبی رسانده بود. در تئوری، او هیچ نقطه ضعفی نداشت. اما بیتجربگی او در نبردهای درجات آسمانی به او اجازه نمیداد قدرت واقعی خود را بروز دهد.
در عوض، گیل میدانست که یک تهذیبگر رتبه ۷ بودن به چه معناست. او میدانست که فردیتش چقدر مؤثر است، بنابراین وقتی نوآ میخواست او را بکشد، از به کارگیری آن دریغ نکرد.
زک و برتا با دیدن زره نوآ از گیل تقلید کردند. هاله آنها افزایش یافت و قوانین آنها در محیط گسترش یافت در نتیجه قوانین آنها بر ماده تأثیر گذاشتند.
فردیت زک به او اجازه داد تا هر چیزی را به یک سلاح تبدیل کند. نیزهها و تیغهها از هوا، زمین و درختان رشد کردند و به سمت نوآ پرتاب شدند.
ترجمه معنای واقعی او به کلمات دشوار بود، اما نوآ وقتی هالهاش به او رسید بوی میدان جنگ را حس کرد. آن فردیت طعم خون، عرق و مرگ را میداد.
با پخش شدن هاله او در محیط، شکم برتا کوچک شد. قطعات موجود در مواد اطراف او انرژی او را جذب کردند و به کرههای رنگارنگی تبدیل شدند که به سمت نوآ پرواز میکردند.
آنها بمبهای مناسبی بودند که انرژی متراکم موجود در بافت خود را آزاد میکردند. نوآ وقتی احساس کرد که هاله او چه تاثیری بر محیط میگذارد، رگههایی از تحسین در درونش موج زدند. قدرت حملات او چیزی بود که نوآ به عنوان یک همکار ویرانگر به آن احت...
کتابهای تصادفی


