تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1315
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1315 1315. اکو
نوآ هنوز به طور کامل به قدرتهای آسمانی خود عادت نکرده بود، اما میتوانست بر غرایز خود تکیه کند تا بفهمد یک موقعیت چقدر خطرناک است. هنگامی که او سه تهذیبگر را بررسی کرد، مطمئن شد که اگر با هم کار کنند، میتوانند او را شکست دهند.
فقط مسئله قدرت نبود. حریفان نوآ تجربه نبرد گستردهای در سرزمین بالایی داشتند و از قبل از مزایای فیزیکی یک دورگه آگاه بودند.
نوآ در حالی که دود خورنده از پوستش بیرون میآمد با تعجب فکر کرد: -برام سواله که اونا چیزی از انرژی بالاتر در سرزمینهای جاودانه میدونن یا نه.
نوآ در فعال کردن حالت کامل شیطانی تردید نکرد، اما از استفاده از انرژی بالاتر خودداری کرد. او فقط زمانی رگهای سیاه خود را با ماده تاریک پر کرد که زره شیطانی پیکر او را پوشانده بود.
در آن وضعیت چیز عجیبی وجود داشت. نوآ نمیدانست چگونه این سه نفر به این زودی توانستهاند به او برسند، اما از عدم نگرانی آنها بیشتر متعجب شد.
جنگل یک منطقه خطرناک بود که توسط یک موجود قدرتمند اداره میشد، اما این سه نفر برای حمله دریغ نکردند. این سه تهذیبگر هنگام شروع حملات خود هیچ ترسی از خود نشان ندادند.
-یعنی چه چیزی رو دارن پنهان میکنن؟
نوآ با تعجب فکر کرد و در همین حین ابر خورنده در منطقه پخش شد.
دود سیاه درختان را میخورد و با گسترش آن زمین را تحت نفوذ میگرفت. حتي آن مواد آسمانی نيز نتوانستند در مقابل قدرت حالت شيطاني كاري انجام دهند.
زک، گیل و برتا وقتی دود خورنده را مورد مطالعه قرار دادند، نگرانیهایی را آشکار کردند. زک قبلاً آن طلسم را زمانی که نوآ با جزر و مد مبارزه کرد دیده بود، اما تنها اکنون میتوانست متوجه شود که این طلسم چقدر خطرناک میتواند باشد اگر او را درگیر کند.
گیل گرگهای شبح مانند خود را احضار کرد و آنها به داخل دود خورنده حمله کردند. با این حال، وقتی ارتباطش را با آنها از دست داد، یک چهرهی ناخوشایند بر صورت او ظاهر شد.
یارانش واکنش او را دیدند و پذیرفتند که باید از طلسم نوآ اجتناب کنند. با این حال، آنها از آن مبارزه عقبنشینی نکردند و تکنیکهای خود را برای مقابله با تهدید فراخواندند.
سلاحهای غول پیکر از زمین بیرون آمدند. زک نیزههای بزرگ و شمشیرهای ساخته شده از فلز سیاه را احضار کرد. آنها دیواری بلند ایجاد کردند که سعی در جلوگیری از گسترش دود خورنده ...
کتابهای تصادفی

