تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1324
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1324 1324. سنگهای روح
نام آن زن رئیس اَش بود. نوآ در حین بازجویی چیزهایی درباره او آموخته بود. عضو صنفی بود که به خانواده سیلبریرد خدمت میکرد و ساختارهای آن را با نگهبانان تامین میکرد.
نوآ میخواست بیشتر در مورد آن سازمانها بپرسد، اما رئیس اش هرگز به او این فرصت را نداد که از او سؤال کند. صف پشت سر او نیز با پاسخهای منفیاش آزرده شده بودند، بنابراین ترجیح داد مکالمه را برای ورود به ساختمان قطع کند.
رئیس اش پس از پایان بازجویی خود اعلام کرد: «از اونجایی که شما هیچ وابستگی ندارین، ازتون میخوام که تمام هزینه ورود به کتابخانه رو بپردازین. صد سنگ روح به شما امکان دسترسی به اکثر سازههای متعلق به خانواده سیلبریرد برای یک سال رو میده. اما اگه میخواین یه بازدید ساده داشته باشین، میتونین پنج تا بپردازین.»
نوآ نمیدانست در مورد چه چیزی صحبت میکند. تهذیبگران قبل از او برای ورود به کتابخانه پولی نمیدادند، بنابراین ارز سرزمینهای جاودانه چیزی بود که او هنوز آن را ندیده بود.
رئیس اش میتوانست گیجی را در چهره نوآ ببیند، و وقتی نوآ به او پاسخی نداد، به نظر میرسید چیزی فهمید. به سمت او خم شد و قبل از اینکه دوباره از او سؤال کند، هر دوشان را با هاله خود جدا کرد.
رئيس اش پرسيد: «این اولین باریه که تو یه سکونتگاه انسانی هستی؟» و نوآ نتوانست در پاسخ جز سر تكان دادن کاری کند.
نوآ میتوانست حدس بزند که بیتجربگیاش در آن مسائل وضعیت صعود تازه او را آشکار کرده است، اما او اهمیتی نمیداد. رئیس اش پس از اطلاع از این ویژگی، توجه جدیدی به او پیدا کرد و وقتی از او خواست که در خلوت صحبت کنند، نوآ فرصتی برای درک بیشتر در مورد سرزمینهای جاودانه یافت.
چهار تهذیبگر مرحله گاز مسئولیت رسیدگی به صف را بر عهده گرفتند در حالی که رئیس اش نوآ را به یک منطقه بزرگ در نزدیکی دیوارهای دفاعی هدایت کرد. وقتی او ایستاد، یک میز و دو صندلی روی زمین سفید ظاهر شد، و نوآ از نشستن با آن متخصص دریغ نکرد.
رئیس اش هنگامی که در طرف مقابل میز نشست اعلام کرد: «حدس میزنم یه هزاره رو پس از ترک منطقه فرود، تو بیابون گذروندی.»
نوآ برای بررسی واکنش او اصلاح کرد: «چند قرن.»
تنها چند دهه از صعود نوآ گذشته بود، اما او نمیخواست چیزهای زیادی در...
کتابهای تصادفی



