تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1332
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1332: شنل
سرزمین سقوط کرده هدفی عالی برای کسی مانند نوآ بود. تجربه او در زمینه جانوران جادویی و مهارت او به او اجازه میداد تا آزادانه بین دو منطقه حرکت کند و به او فرصتی میداد تا چندین میدان جنگ را بازرسی کند.
مسئله اصلی این بود که او برای رسیدن به اولین میدان نبرد باید به منطقه نفوذ شهر کریستال برمی گشت. اعتقادات اعضای آن سازمان، آنها را به اولین خط دفاعی کامل در برابر آن موجودات تبدیل میکرد.و به همین دلیل بود که جناح انسانی از تعصب آنها شکایت نمیکرد.
نوآ در حالی که در شهر واگونا قدم می زد فکر کرد:
-دیگه نمیتونم ناآماده حرکت کنم.
نوآ پس از اتفاقاتی که با زک و گروه فرستاده شده شهر کریستال رخ داد، فهمیده بود که دشمن شدن در سرزمین های جاودانه چقدر آسان است. او همچنین در شهر واگونا به شهرت رسیده بود، بنابراین گمان می برد که مشکلات بیشتری در مسیر او ظاهر شود.
که او را وادار کرد تا مقدماتی را فراهم کند. نوآ دیگر عضوی تازهوارد از سرزمین های جاودانه نبود. او به اندازه کافی مطالعه کرده بود تا یاد بگیرد که چگونه بقا و سفرهای خود را بهبود بخشد، بنابراین بدش نمی آمد که زمان بیشتری را در شهر واگونا بگذراند تا همه چیزهای مورد نیاز خود را به دست آورد.
تحقیقات او در کتابخانه تقریباً نیمی از سنگهای روحش را برای او تمام کرده بود، اما نوآ به راحتی میتوانست تعداد بیشتری از آنها را به دست آورد. با این حال، قبل از اینکه بفهمد نیازهایش چقدر گران است، مجبور شد به چند مغازه سر بزند.
نوآ پس از بررسی همه چیزهایی که در کتابخانه آموخته بود، نتیجه گرفت:
-اول باید لباس بخرم.
نوآ به دلیل طلسم کتیبه بدن و بدن قدرتمندش همیشه آیتم های دفاعی را نادیده می گرفت. پوست او از بیشتر مواد محکمتر بود، بنابراین اتلاف وقت برای ساختن یا خرید زرهها را بیهوده میدانست. سبک نبرد او نیز کاملاً بی پروا بود و لباس ها فقط مانع حرکت آزادانه او میشدند.
با این حال، آن حوزه کتیبه در سرزمین جاویدان کاملاً مشهور بود. محیط سرزمین بالایی مواد آسمانی فراوانی را فراهم می کرد، بنابراین تهذیبگران آنجا می توانستند در ساخت لباسهای دشوار تخصص داشته باشند. آنها می توانستند لباس های سبکی بسازند که قادر به دفع طلسم های آسمانی باشد!
این همه چیز نبود. لباس...
کتابهای تصادفی
