تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1335
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
ترور
نوآ به اطلاعات تعقیب کنندگانش علاقه داشت. همچنین کنجکاو بود که مرد چه میخواهد بگوید، کتابخانه نیز به او اجازه نمیداد به همهی گزارشهای ارزشمند دسترسی داشته باشد.
با این حال، کنجکاوی او مانع نمیشد به کسی که قصد جانش را کرده بود، آسان بگیرد و یا جذابیت منابع باارزش نیز مانع شمشیر او نمیشد.
آن مرد باید چیزی ارزشمندتر ارائه میداد و در حرفهایش به سازمانی مخفی اشاره کرده بود.
نوآ نمیتوانست همه چیز را در کتابخانه بیاموزد و برایش مشکل بود تا از هر چه در سرزمینهای جاودانه اهمیت دارد، سر در بیاورد.
سرزمین افتاده، میراثهای دیگر و نام سازمانهای مختلف دیگر تنها بخش کوچکی از سطوح بالاتر بودند.
نوآ میدانست که هر محیط سیا*سیای جنبهی تاریکی دارد، تجربیات او در سطوح پایین ثابت کرده بود که او به قسمتهای مخفی تعلق دارد و نمیتوانست صبر کند تا در آن شیرجه بزند.
پنج عقرب باقیمانده وقتی دیدند مار یکی از همراهانشان را از وسط نصف کرد، به سمت اسنور چرخیدند. آنها در میان باهوشترین گونههای جانوران جادویی نبودند، اما میتوانستند متوجه شوند که متحدانشان به آنها خیانت کرده است.
صدای جیغ بلندی غار را گرفت، عقربها مرد کلاهدار را نادیده گرفتند و به اسنور رو کردند. آنها تصمیم گرفتند که مراقب رفتارهای مار باشند اما همراه خونی منفجر شد و طوفان مادهی تاریکی همه جا را گرفت.
نوآ دنیای تاریکی را گستراند و در بالای سر نزدیکترین عقرب ظاهر شد. مرکز قدرتی که از زمان ورودش به سرزمینهای جاودانه بیشترین ارتقا را یافته بود، جسم او بود و سرانجام برتری خود را در برابر آن موجودات نشان داد.
دنیای تاریکی عقربها را غافلگیر کرد و هدف نوآ نتوانست به موقع واکنش نشان دهد و فرار کند. شمشیر او قبل از اینکه حتی متوجه شود چه اتفاقی دارد میافتد، برخاست و فرود آمد.
نوآ برای رسیدن به هدف بعدی از روی یکی از عقربها پرید. در پشت سرش زخمی زد و بدنش را به دو نیمه تقسیم کرد. یک ضربه برای کشتن آن موجود کافی بود.
دنیای تاریک م...
کتابهای تصادفی

