فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1348

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

عواطف

شرایط نوآ اجازه نمی‌داد که درست فکر کند. ایرادات جاه طلبی بر مراکز قدرتش افتاد و ذهنش را سست کرد. خواب آلودگی هم دریای آگاهیش را گرفت مجبورش کرد بنشیند.

جراحات وارده در حین تحمل آتش حال او را بدتر کرد. او نمی‌توانست عجیب بودن آن اتاق را در حالی که آن احساسات دردناک را پشت سر می‌گذاشت، ارزیابی کند.

نوآ تصمیم گرفت گوشه‌ای بنشیند و چشمانش را ببندد. نخوابید، اما هوشیاری‌اش متزلزل بود زیرا ذهنش تلاش می‌کرد تا مراقب محیط اطرافش باشد.

سیاه‌چاله بدنش را پر از ماده تاریک کرد. انرژی بالاتر همراه با توانایی‌های بازسازی ذاتی او برای التیام جراحات و پراکنده کردن استرس انباشته شده در زمانی که جاه‌طلبی‌اش فعال بود، کار می‌کرد.

در حالی که نوآ در آن وضعیت ضعیف بود، هیچ‌کس مزاحم نشد. ماه‌ها به سرعت گذشت و افکار گیج کننده و سرگیجه ذهن او را گرفته بود.

نوآ همچنان به هرم فکر می‌کرد در حالی که درد و خستگی را با تمام وجود حس می‌کرد. او همیشه احساس می‌کرد که چیزی در آن ساختمان وجود دارد و هر ماهری که فرصت کاوش در آن را داشت، همین احساس را می‌کرد.

این احساس تنها پس از دیدن راه پله باریک شدیدتر شد. مشعل‌ها از چیزی محافظت می‌کردند که شامل منابع نمی‌شد. چیزی به او می‌گفت که در مقابل پاسخ به شبهاتش باید استراحت ‌کند.

کنجکاوی و طمعش مراکز قدرتش را تحر*یک می‌کرد تا سریع‌تر درمان شود. آن‌ها صرفا احساساتی بودند که توسط یک ذهن خسته ایجاد می‌شدند، اما وجود او به آن‌ها واکنش نشان داد و تمام تلاش خود را کرد تا نوآ را از آن وضعیت ضعیف خارج کند.

وضوح کامل به آرامی به ذهن نوآ بازگشت و گرسنگی جایگزین احساسات دیگرش شد. او مجبور شد انرژی تخلیه شده را دوباره پر کند تا جراحاتش را التیام بخشد و استرس را پراکنده کند. خوشبختانه او یک انبار بزرگ از 7 جانور جادویی در فضای جداگانه خود داشت.

نوآ متوجه شد که اسنور، نایت و شمشیر شیطانی در گوشه‌های مختلف اتاق هستند، وقتی او تکه‌های گوشت را از فضای جداگانه‌اش بیرون آورد. یارانش در آن دوران ضعف بیرون آمده بودند و در سکوت از او محافظت می‌کردند.

وقتی دوباره شروع به حرکت کرد صدایی در نیاوردند. ارتباط آن‌ها با ذهن او به آن‌ها می‌فهماند که او هنوز باید بهبود یابد، بنابراین آن‌ها در محل خود ماندند تا محیط را بررسی کنند.

حتی اگر کاشفان دیگر به آن اتاق برسند، نمی‌توانند...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی