تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1349
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
نبرد بیرحمانه
دود سیاه از چهره نوآ بیرون میریخت و طمع او مراکز قدرتش را تقویت میکرد. دو لایه زره شیطانی تشکیل شد و دنیای تاریکی گسترش یافت.
ماده تاریک نمیتوانست از اتاق عبور کند. یک مانع نامرئی وجود داشت که راه پله و منطقه مخفی را تقسیم میکرد، اما نوآ نمیتوانست آن را با ذهن خود احساس کند.
چیزی به او میگفت باید وارد اتاق شود تا بر اتاق تأثیر بگذارد. آن آزمون اجازه هیچ تقلب یا تاکتیکی را نمیداد. میخواست نوآ با عروسک در میدانی مساوی بجنگند.
نوآ قبل از اینکه هر فکر بیهودهای را کنار بگذارد، نتیجه گرفت: «خب باشه.»
عروسک موجودی در طبقه میانی بود. موادش آن را قویتر از یک جانور جادویی معمولی میکرد، اما قدرت آن در محدوده قدرت نوآ بود.
نوری که از داخل عروسک میتابید با ورود نوآ به اتاق شدت گرفت. مانع نامرئی او را تحت تأثیر قرار نداد و حتی به تواناییهای آماده شده از قبل آسیبی وارد نکرد.
صاعقهی نور سفید اتاق را گرفت و نوآ را برای لحظهای نابینا کرد. عروسک پس از آن رویداد حرکت کرد و در حالی که بدنه فلزی خود را دراز میکرد صدای جیغ طنین انداخت.
چشمان عروسک روشن شد و خطوط سفیدی روی بدنش ظاهر شد. سپس این موجود به سمت نوآ چرخید و منقارش را باز کرد تا جیغ بلندی منتشر کند.
وقتی صدای نوآ به او رسید، هر چیزی که در اطراف بود، میلرزید. دنیای تاریک کمی از آن ارتعاشات را جذب کرد و زره شیطانی توانست دست نخورده باقی بماند. با این حال، زمانی که فریاد این عروسک بر تواناییهایش نشست، از قدرت این عروسک آگاه شد.
به نظر میرسید عروسک روی خطی ایستاده است که مراحل را تقسیم میکرد. برای هر تهذیبگر مرحله گازی بسیار قوی بود، اما تا ورود به حوزه ماهران مرحله مایع یک قدم فاصله داشت.
نوآ تنش میخارید تا ببیند میتواند چنین موجودی را شکست دهد یا خیر. در حالی که برای آماده کردن یک دوی با سرعت خمید، عضلاتش منقبض شدند. با این حال، عروسک قبل از او بازی را شروع کرد.
سایهای از اتاق عبور کرد و در دنیای تاریک رخنه کرد. عرض این منطقه کمتر از بیست متر بود و درگیری در کمتر از یک لحظه اتفاق افتاد.
نوآ به طور غریزی شمشیر خود را بلند کرد و با احساس آمدن عروسک، یک سر خزنده نیز در مقابل او شکل گرفت. سپس نیروی عظیمی بر او فرود آمد و در حالی که به عقب پرت میشد جای پای خود را از دست داد.
وقتی نوآ به دیوارهای زرد تیر...
کتابهای تصادفی
