فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1350

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1350: مسیر ها

عروسک دست چپ و منقار خود را در جریان مبارزات قبلی از دست داده بود، اما این موضوع او را از زخمی کردن نوآ متوقف نکرد. دست معلولش شکمش را سوراخ کرده، شانه آسیب دیده اش به سینه اش ضربه زده و پرهای تیز بدنش تمام بالاتنه اش را تکه تکه بریده بود.

نوآ دست های پنجه دارش را در سر عروسک فرد کرده بود. بی توجه به این نکته که با این کار، پر های تیز فرو رفته در بالاتنه اش بیشتر از قبل به او آسیب می زدند، دستانش را باز کرد تا آن شکاف را بزرگ کند.

خرناس پرتو تاریک خود را پرتاب کرد و موجی از ماده تاریک خشن، بالاتنه عروسک را فرا گرفت. بخشی از حمله به نوآ رسید و به کمرش آسیب رساند، اما او هیچ کاری برای توقف همراهش نکرد.

همراه خونی او می توانست عزم راسخ نوآ را احساس کند. پس از گذراندن هزاران سال با هم، خرناس نحوه جنگیدن نوآ را آموخته و ذهن خود را با سبک جنگی او هماهنگ کرده بود.

دردش مهم نبود. مصدومیتش مهم نبود. نابود کردن دشمنانش همه چیزی بود که اهمیت داشت و خرناس این را درک می کرد.

شب درون بافت عروسک قرار داشت و قوانینی که مواد آن را کنار هم نگه می‌داشت، قطع می کرد. شمشیر اهریمنی به تنهایی با ضرباتی که توسط ماده تاریک قدرت می گرفت، حمله می کرد

جاه طلبی نوآ به او و سه همراهش قدرت داد. شمشیر شیطانی به دلیل ارتباط تنگاتنگی که با وجودش داشت، بیشترین مزایا را به دست آورد، اما خرناس و شب نیز تحت تأثیر فردیت او افزایش قدرت خود را به چشم دیدند.

چهار موجود با قدرت نزدیک به اوج مرحله گازی با تمام وجود به عروسک پردار حمله ور شدند. نیروی مشترک آنها توانست بدن سخت آن را سوراخ کند و آن را با جراحات پر کند.

با ادامه آن حمله، قطعات فلز سیاه روی زمین افتادند. سر عروسک در نهایت تسلیم قدرت بدنی نوآ شد و از هم پاشید، در حالی که تکه هایی از گوشتش را با خود همراه می کرد.

شکاف عمودی ای روی نیم تنه عروسک باز شد و نوآ بدون تردید دست های پنجه دارش را در آن فرو برد. دستانش را فشار داد تا زخم را بزرگ کند و پرهای عروسک در آن حین بدنش را پاره کردند.

نوآ احساس کرد فشار روی پاهایش کم کم در حال از بین رفتن است. پرتو تاریک خرناس سرانجام توانسته بود کمر عروسک را از بین ببرد و این موجود پس از وقوع این اتفاق، کنترل پایین تنه اش را از دست داده بود.

سپس همراه خونی تکه های تنه عروسک را گاز گرفت و نیش هایش را بهم فشرد تا آن را از ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی