تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1361
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1361 1361. شکافتن
نوآ به سرعت پرواز کرد. تونل ها و مناطق پر از شعله های آتش از دید او می گذشتند تا اینکه او سرانجام به هدف خود رسید.
به زودی یک خشکی قرمز تیره در دید او ظاهر شد. بزرگی آن به اندازه قطعه زمین های جاودانه بود که در جهان پایین افتاده بود و هاله ای زرد رنگ آن را در حالی که در میان دریای شعله های آتش شناور بود احاطه کرده بودند.
این خشکی دارای دشت، جنگل و کوه بود. جانوران جادویی بیشماری آن را به عنوان خانه خود در نظر گرفته بودند. آن منطقه یکی از مناظری بود که فقط سرزمین های جاودانه می توانست ارائه دهد. هیچ ماده ای در سرزمین پایینی نمی توانست در یک محیط مشابه سالم بماند.
رعد و برق از بلندترین کوه واقع در لبه شرقی خشکی سقوط کرد. میراث تهذیب گر رتبه 8 در قله آن بود و پیوسته جرقه هایی ایجاد میکرد که در کل منطقه می چرخید و مواد آن را متحول می کرد.
شعله های آتش به تنهایی نمی توانستند آن مکان را به دنیا بیاورند. فقط برخورد بین دو عنصر با قدرت مشابه می توانستند چیزی به این تماشایی خلق کند.
نوآ از وقف پذیری موجوداتی که در آن خشکی زندگی می کردند احساس ترس می کرد. جانوران جادویی مختلف یاد گرفته بودند که شعله هایی را که در آسمان و رعد و برق هایی را که در زمین جاری بودند جذب کنند و قدرت آنها از آن عناصر بهره برده بود.
رعد و برق ها فردیت عجیبی را به همراه داشتند. این به موجوداتی که از قدرت آنها تغذیه می کردند اجازه داد تا گونه خود را تغییر دهند. نوآ هرگز چنین چیزی ندیده بود. به نظر می رسید که جرقه ها می توانند آن موجودات را وادار به تکامل کنند.
اوضاع برای جانوران جادویی چندان هم مطلوب نبود. حاکمان منظره جهنمی همه استعداد آتش داشتند، بنابراین منطقه غرش توانایی های ذاتی آنها را تضعیف کرده بود. فقط گونههایی در آنجا زندگی میکردند که نمیتوانستند در دریای شعلههای آتش زنده بمانند.
غرایز نوآ پیام های هشدار دهنده ای به ذهن او فرستاد. او می توانست حضور جانوران جادویی رتبه هشتم را در میان شعله های آتش در اطراف خشکی احساس کند. با این حال، منطقه غرش چنین موجودات قدرتمندی نداشت.
در مورد تهذیب گران، منطقه غرش موقتاً فاقد آنها به نظر میرسید. میراث آن مکان بسیار چالش برانگیز بود و میتوانست کشنده باشد، بنابراین در میان کارشناسان ضعیفتر محبوبیت نداشت.
نوآ قبل از شیرجه زدن به سمت خشکی فکر کرد:
-این عالیه!.
لایه ای از تاریکی و ماده تاریک چهره او را پوشانده بود و به دفاع ذاتی او کمک می کرد تا شعله های آتش خطرناکی را که محیط را پر کرده بود دفع کند.
چند...
کتابهای تصادفی


