تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1366
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1366: حفرهها
ستونهای بانو لنا تصادفی حمله نکردند. او ابتدا به خاطر ویژگیهای آزاردهنده آن تکنیک، روی دنیای تاریک تمرکز کرده بود، اما زمانی که حمله را احساس کرد، جریان فشرده خود را به سمت حمله پیش رو هدایت کرد.
ستونها در حالی که به سمت پرتو تاریک، ارتش عنکبوتها و نایت حرکت میکردند، خمیده شدند. پتروداکتیل تنها دارایی بود که با سرعت کافی از آنها جاخالی داد، اما تکنیک بانو لنا به هر حال توانست پیشرفت او را کُند کند.
عنکبوتها نمیتوانستند کاری از پیش ببرند. این کارگاه کامل نشده بود، زیرا نوآ هنوز باید هستههایی را به ساختههایش اضافه میکرد، بنابراین موجودات با برخورد ستونها به موجی از ماده تاریک منفجر شدند.
پرتو تاریک حتی زمانی که ستونهای متعدد در برابر آن قرار میگرفتند، توانست به پرواز به سمت جلو ادامه دهد. با این حال، بانو لنا فورا بر این توانایی متمرکز شد و بیشتر جریان متراکم خود را هدف قرار داد.
توانایی ذاتی اسنور در نهایت از حرکت باز ایستاد و بیپایان بودن فردیت بانو لنا باعث شد که ستونها آن ماده تاریک خشن را سوراخ کنند. جریان متراکم فورا به سر همراه خونی رسید و آن را از بین برد.
نوآ درد اسنور را حس کرد، اما کمکی به او نکرد. همراه خونی نقش خود را بیعیب و نقص انجام داده بود. بانو لنا از بیشتر ستونهای خود استفاده کرده بود تا توانایی باورنکردنی او را متوقف کند و این به نوآ فرصت داد تا به او برسد.
نایت هم همینطور. وقتی ستونها روی اسنور به هم رسیدند، پروداکتیل میتوانست آزادانه حرکت کند و پیکر آن ناگهان بالای سر بانو لنا ظاهر شد. موجود برای حمله به حوزه دفاعی ناپدید شد و شمشیر شیطانی در بیرون باقی ماند تا به همان هدف ضربه بزند.
لشکر عنکبوتها یک لحظه بعد به کره لاجوردی رسیدند. هر دانه ماده تاریک در منطقه به آن موجودات ساده تبدیل شده بود و صدها نمونه به وجود آورده بود. بانو لنا خود را در محاصره انبوهی از جانوران جادویی بیپروا یافت که بدون تردید به دفاع او حمله میکردند.
ستونها حرکت کردند تا عنکبوتها را دفع کنند و سرعت حمله شمشیر را کاهش دهند، اما ناگهان شکافی روی کره او باز شد. جریان او بلافاصله جاری شد تا آن را ترمیم کند، اما نوآ در آنجا ظاهر شد و دستانش را به لبه شکاف زد.
دود خورنده و ماده تاریک از سینهاش بیرون رفت تا دو لایه ...
کتابهای تصادفی
