تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1375
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1375: گردهمایی
نوآ در منطقه غرش باقی نماند. اصنافی که فرمانده اَش فرستاده بود میدانستند که او آنجاست، و شهر کریستال جایزه را پس نگرفته بود.
مزدوران و قاتلان بیشتری به دنبال او میآمدند، بنابراین او نمیتوانست در همان مکان برای تمرین بماند. بهتر بود نقطه متفاوتی دور از منطقه غرش پیدا میکرد که بتواند سالهای آرامی را سپری کند و بر تواناییهایش تمرکز کند.
نوآ نقشهها و سنگهای روحانی را دارا بود تا در صورت تمام شدن راه حل خرجشان کند. پیدا کردن یک نقطه امن در داخل منظره جهنمی با توجه به نیروهای زیادی که مناطق آن را اشغال کرده بودند چندان دشوار نبود .
نوآ سرانجام تصمیم گرفت از هرگونه تعامل با نیروهای انسانی اجتناب کند و در دریای وسیع شعله ها سفر کند تا جایی را که دور از هر گونه میراث ثبت شده قرار دارد پیدا کند. آتش در رده میانی دیگر نمیتوانست به او آسیب برساند، بنابراین او گزینه های زیادی در اختیار داشت.
نوآ هنگامی که یک مکان مناسب پیدا کرد، دنیای تاریک خود را به کار گرفت و شروع به تهذیب کرد. او کارهای زیادی برای انجام دادن داشت، اما نمیتوانست خشمگین کردن اَش را به جان بخرد زیرا او تنها راهنمای نوا به سوی شیطان مقدس بود. او باید روی توانایی هایی تمرکز میکرد که میتوانستند به سرعت قدرت نبرد او را بهبود بخشند.
سالها به آرامی در داخل منظره جهنمی گذشت. هیچ کس نتوانست نوآ را در حالی که او در نقطه ای تصادفی در میان دریای شعله های آتش تهذیب میکرد پیدا کند. تواناییهای ردیابی نیز کار نمیکرد، زیرا دنیای تاریک او مطمئن شد که تمام ردپاهایی را که در طول سفر به جا گذاشته بود، پاک کرده باشد.
پس از کمی بیش از پنجاه سال، نوآ تصمیم گرفت که بعد مجزا را ترک کند و با فرمانده اَش ملاقات کند. ردای او و دنیای تاریک او را از نگاه های ناخواسته پنهان میداشت و پس از بازگشت به مسیر به سرعت توانست هر تعقیب کننده ای را متفرق کند.
نوآ نمیتوانست به شهر سیلکپوست برگردد. شهر کریستال یکی از اربابان آن شهرک بود، بنابراین او نمیتوانست در انظار عمومی ظاهر شود. فرمانده اَش همچنین توصیه کرده بود که از این کار خودداری کند زیرا اگر کسی او را میشناخت همکاری آنها فاش میشد.
فرمانده اَش و گروهش پس از تبادل چند پیام ذهنی با نوآ در جنگلی نزدیک شهر سیلکپوست رسیدند. به نظر نمیرسید آنها از این واقعیت که باید بیش از نیم قرن برای شروع ماموریت خود صب...
کتابهای تصادفی
