تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1424
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1424: غیر منطقی
روش شکار نوآ برای هیچ کس قابل استفاده نبود؛ چرا که حتی قوی ترین دورگه ها هم به سطح قدرت بدنی او نمیرسیدند. حتی جدا از این، فکر مقابله با چندین جانور جادویی که سعی در به خلاء کشاندن دارند، بقیه را از منطقه فرار میداد.
با این حال رویکردی پادشاه الباس به شکلی مطمئن توسعه داده شده بود.
بدن او به خواست خودش به شعله های طلایی تبدیل شد، بنابراین نسبت به شاخک ها نگران نبود، با این حال، باید هنوز احتیاط میکرد که آتش طلایی به خلاء کشیده نشود.
پادشاه الباس حملات موجود را نادیده میگرفت؛ این بخشی از استراتژی او بود.
پادشاه دقیقاً قبل از برخورد با شاخک ها به شعله طلایی مبدل میشد و وقتی که به آن طرف موجود میرسید، منفجر و در اثر آن، موجود شاخک دار آسیب میدید.
رویکرد شاه الباس در عین تأثیر گذاری محافظه کارانه هم بود زیرا شعله های آتش او ثبات منطقه را تهدید نمیکرد.
در ادامه مبارزه شاه الباس موجود شاخک دار را تا حدی که بتواند تحرکاتش را تقلید و پیش بینی کند، بررسی کرد.
در انتها آتش او هم، همان کاری که موجود شاخک دار در خلأ انجام میداد را در سرزمین جاودانه ها انجام دهد.
هر بار که شعله طلایی منفجر میشد، همه موجوداتی که در دایره انفجار بودند را در خود میبلعید و میکشت.
پادشاه الباس هم، دو مرتبه شعله دیگری به وجود میآورد و جانوران مرده را جمعآوری میکرد.
وضعیت دان و جردن کمی بدتر بود؛ آنها آنقدر با ارتش زندگی کرده بودند که اصلاً متوجه محدودیت های فیزیکی در محیط نبودند.
اغلب ضربات آن ها شکاف های بزرگی در محیط ایجاد میکرد و به سبب آن ناپایداری های متعددی در محیط ایجاد میشد، ناپایداری های ایجاد شده حتی آنها را به داخل خود میکشید.
نوبت اول شکار آنها بدترکیب و ناشیانه بود، اما در نهایت توانستند از توانایی های خود به شکلی استفاده کنند که باعث برتری آنها بود.
راه حل آنها شبیه کار نوآ بود؛ آنقدر حملات را دفع میکردند تا در موقعیتی بتوانند یکی از شاخک های موجود را بگیرند و به منطقه خلاء پرتاب کنند. رویکرد آنها کند بود، اما حداقل در این کار، به طور کامل شکست نخوردند.
نوآ هم تا حد امکان از حماقت جانوران جادویی سوء استفاده کرد، در نهایت حتی آن موجودات هم فهمیدن که هیچ چیز علیه او کار نمیکند. شاخک ها آنقدر که به نظر میرسیدند، آسیب زا نبودند و در این موقعیت اگر نمیتوانستند نوآ را مهار کنند، مرگ حتمی در انتظارشان بود.
در ادامه حملات، وقتی که جانوران حضور نوآ را احساس کردند دیگر از خلاء بیرون نیامدند. آن ها نو...