فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1458

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1458 1458. ارزیابی

نوآ به گروهی از دورگه‌هایی که ایان جمع کرده بود نگاه کرد و پرسید: «مطمئنی که اینا برای این کار بهترینن؟»

گروه نوآ، ایان و تیم کوچکی از دورگه‌های پلاتون برای سازماندهی یک حمله به ینبل بازگشتند.

ماموریت، حمله به نیروهای انسانی بود که در تهاجم نقش داشتند.

نوع ماموریت ایجاب می‌کرد که برنامه ریزی دقیقی برای آن صورت می‌گرفت.

جردن، دان، شیطان الهی و پادشاه الباس برای این مأموریت کافی نبودند. خانه نیروهای انسانی می‌توانست چندین سپر دفاع در خود جای دهد، حتی وجود چندین تزکیه کننده در درون آن‌ها نیز، دور از ذهن نبود.

البته که وجود نیروی کمکی برای تهاجم هم باید لحاظ می‌شد.

نوآ به تیمی نیاز داشت که هر یک از اعضا علاوه بر تبحر در زمینه‌های مختلف، استانداردهای او را در قدرت نبرد و ذهنی سریع برآورده می‌کردند.

ایان به‌سرعت، گروهی از دورگه‌ها را جمع کرده و به ساختمانی که نوآ و دیگران در آن استراحت می‌کردند هدایت کرد.

یافتن جنگ جویان قابل در میان لژیون کار سختی نبود، تنها ویژگی که نوآ را نگران می‌کرد طرز فکر آن‌ها بود.

نوآ به ده دورگه‌‌ای که به صف در مقابل او ایستاده بودند نگاه کرد و ارزیابی خود را آغاز کرد، همگی متخصصانی در مرحله مایع بودند.

احساس نگاه سرد نوآ به افراد باعث شد، ترسی ضعیف در ذهن و وجودشان پدیدار شود.

نوآ گفت: «تو، تو و تو، برید بیرون.»

سه دورگه‌ای که نوآ به آن‌ها اشاره کرده بود، به ایان نگاه کردند.

ایان هم به نشانه عدم رضایت از وضعیت نیروها سرش را تکان داد و چیزی نگفت.

واضح بود که لژیون، از کمبود استراتژیست با تجربه رنج می‌برد، بنابراین ایان به نوآ اختیارات لازم را برای تصمیم‌گیری داد.

حالا نوآ بود که تصمیم می‌گرفت کسی شایستگی پیوستن به ماموریت را دارد یا نه.

یکی از دورگه‌ها با نارضایتی شکایت کرد: «حالا کارمون به جایی کشیده که باید از یه خارجی دستور بگیریم. ایان به خودت نگاه کن، حالا داری از یه انسان دستور می‌گیری!»

دورگه شاکی، مردی بلند قد و بدنی عضلانی داشت، مو و ریش بلندش هم بیشتر صورتش را پوشانده بود.

رگه‌هایی از غرور در صورت و صدای او قابل لمس بود.

سطح تهذیبش بالاتر از نوآ و کمی پایین‌تر دان قرار می‌گرفت، اما هنوز به مرحله جامد نرسیده بود.

وقتی که دیگر دورگه‌های موجود در صف می‌خواستند شکایت کنند، نوآ تردید نکرد و در مقابل مرد ظاهر شد.

ماده تاریک جاری در رگ‌هایش به‌سمت مشتش همگرا شد و آن را بدون ذره‌ای معطلی به شکم مرد کوبید....

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی