تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1460
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1460 1460. دیوار
حریف نوآ و پادشاه الباس مویی کوتاه و ریشی بلند داشت.
چشمان سیاه او، نوآ و پادشاه الباس را برانداز کرد، به نظر میرسید که به دنبال دلیل حضور این دو در این مکان باشد.
مورد حمله قرار گرفتن صنف برایش منطقی بود، اما حمله این دو آن هم در سطح مایع به او، اصلاً با عقل جور در نمیآمد.
مرد به امید اینکه یک تهذیب کننده سطح جامد به مصافش بیاید، اندکی صبر کرد اما وقتی متوجه شد که خبری از یک نفر سوم نیست، پرسید: «نمیدونین که کی هستم؟»
رگههایی از عصبانیت بر صورتش ظاهر شد؛ بهوضوح مشخص بود که نیروهای مهاجم او را دست کم گرفته بودند.
او با خود میپنداشت که فرستادن این دو تهذیب کننده سطح مایع صرفاً برای وقت خریدن باشد، نه مبارزه تا پای جان.
نوآ جوابی نداد، دو شمشیر در دستانش ظاهر شد و بدن عظیم اسنور از سینهاش بیرون آمد تا بر دور بدنش حلقه بزند. پادشاه الباس نیز پاسخی نداد، آیتمهای بیشماری در اوج سطح میانی بین او و متخصص ظاهر شد بهطوری که از درخشندگی طلایی آنها، منطقه میدرخشید.
متخصص با صدای آهسته گفت: «احمقهای مغرور. اسمم ویکتور نیست اگه پشیمونتون نکنم که امروز اینجا اومدین.»
ردای ویکتور ناگهان بزرگتر شد و قسمتهای فلزی لباسش به دیواری از برآمدگیهای میخ مانند مبدل گردید.
بلافاصله بعد از ظاهر شدن میخها روی آن، یک سری نیزه نقرهای، با سرعت زیاد بهسمت این دو شلیک شد.
پادشاه الباس در دریایی از آتش منفجر شد و نوآ هم از تکنیک حرکت خود برای فرار از آن استفاده کرد.
اسنور پس از شلیک یک پرتو سیاه، به حجم دودی که ناشی از ماده تاریک نوآ بود، مبدل شد.
نیزهها در هنگام تماس با زمین منفجر شدند و از اثر آنها، تعداد بیشماری از خردههای لاجوردی در محیط پخش و یک گودال بزرگ در منطقه شکل گرفت.
موج ضربه منتشر شده باعث شد نوآ نتواند تکنیک حرکتی خود را کامل انجام دهد.
اما بدن او توانست ارتعاشات موج ضربه را تحمل کند.
وقتی که احساس کرد هیج آسیبی ندیده، لبخند سردی روی لبش ظاهر شد و خوشحال به نظر میرسید.
نوآ دستانش را تکان داد و از شمشیرش طوفانی از ضربات بیرون زد.
برخی از آنها شاید چیزی جز تودهای از ناپایداریهای ماده تاریک نبودند، در عوض برخی دیگر اشکال منظمی داشتند که که از خود برندگی شدیدی ساطع میکردند.
نوآ اسلحه چارلز را در هنگام بازگشت به سرزمینهای بیرونی تعمیر کرده بود.
کار بسیار دشواری بود؛ زیرا سطح تیغه در رده بالایی قرار داشت، اما دنیای تاریک او این اجازه را میداد که بافت آن را تغییر دهد و نقاط آسیب دیده را با ماده تاریک خود پر کند.
افزودن معان...
کتابهای تصادفی



