فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1462

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1462: برگ‌های برنده

در رتبه‌های بالا، نیزه طلایی یک اسلحه یکبار مصرف بود، اما تنها منبع تشعشع و هاله‌های شدیدی نبود که باعث غافلگیری ویکتور شده بود. چیزی در درون پاشاه الباس داشت اتفاق می‌افتاد، به نظر می‌رسید که بدنش قادر به مهار نیروی عظیمی که تولید می‌کرد نیست.

لرزش شدیدی کره میخ‌دار را فرا گرفت و دوباره ویکتور را از جا پراند. نوآ دوباره به فلز نقره‌ای حمله کرده بود و ترک صلیب شکل دیگری روی سطح آن ظاهر شده بود.

پادشاه الباس حمله خود را آغاز کرد. نیزه‌اش شعله‌های آتش را جذب کرد، به موجی از نور متراکم تبدیل شد که به کره نقره‌ای برخورد کرد و یک سوراخ کوچک در ساختار آن ایجاد کرد.

شعله‌ها از طریق آن سوراخ به درون کره جریان یافتند و نوآ در انجام حمله سوم به آن نقطه تردید نکرد. تنها کاری که ویکتور می‌توانست بکند این بود که به دو تهذیب‌گر مایعی که طلسم دفاعی او را سوراخ می‌کردند، خیره شود.

ارتعاشات منتشر شده توسط فلز او مانع از رسیدن شعله‌های طلایی و بُرندگی نوآ به بدن او شد، اما ویکتور از این بابت خوشحال نبود. تمرکز او بین پادشاه الباس و نوآ در حال گردش بود، و همانطور که قدرتشان را ارزیابی می‌کرد، سرشار از شگفتی شد.

یک سری رگه‌های طلایی بدن پادشاه الباس را پوشانده بود. آن‌ها ارتعاشات را دفع کردند و عملا او را در برابر حمله مقاوم کردند. پادشاه هنوز قانون ویکتور را درک نکرده بود، اما او می‌توانست با برخی از حملات او مقابله کند.

به نظر می‌رسید که نوآ کاملا تحت تاثیر این ارتعاشات قرار نگرفته است. وقتی "تجسم قدرت" را فعال کرد، بدنش به سطوح غیرقابل تصوری از استحکام رسیده بود. پوست بر*هنه‌اش برای دفع آن حمله کافی بود.

ویکتور هیچ حرفی برای توضیح آنچه در حال رخ دادن بود نداشت، اما او قدرت حریفان خود را به‌عنوان یک توهین مستقیم به وضعیت خود به‌عنوان یک ارشد مرحله جامد در نظر گرفت. بیخود نبود که جهان تهذیب دارای طبقه‌بندی و رتبه‌ها بود، او باید آن را به دو تهذیب‌گر مرحله مایع آموزش می‌داد.

کره شروع به لرزیدن کرد و شکاف‌هایی روی سطح آن ظاهر شد. نوآ بدون فاصله گرفتن از حریفش به جاخالی دادن از نیزه‌ها ادامه می‌داد، اما این حمله قبل از اینکه بتواند به تکنیک حرکتی خود متوسل شود او را در بر گرفت.

موجی از انرژی به بیرون فوران کرد. هوا به فلزی سخت تبدیل شد و نوآ را به گوشه‎ای پرت کرد. وقتی توانست خودش را متوقف کند، میدان جنگ تغییر شکل داده بود.

ویکتور روی یک سکوی فلزی کوچک چهار زانو نشسته بود. تک...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی