تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1465
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1465: بازو
ادل از این نتیجه شوکه شده بود. پیچ آتشین او تمام قدرت انباشته شده از ابتدای مبارزه را در خود داشت، اما ایان با یک ضربه ساده آن را از بین برده بود.
هالهی ایان حتی از هیچ موجی از قدرت عبور نکرده بود. انرژی او ثابت مانده بود. در واقع ادل میتوانست احساس کند که دورگه انرژی بسیار کمتری نسبت به قبل مصرف کرده است.
ادل در حالی که دوباره چکشهایش را به آسمان میکوبید گفت: «باورم نمیشه.»
ایان به این مسئله اهمیتی نمیداد و دوباره شروع به زوزه کشیدن بر سر حریفش کرد. این دو ارشد دوباره ضرباتی را رد و بدل کردند و هیچ کدام نتوانستند به یکدیگر آسیب برسانند.
هنگامی که ادل به اندازه کافی انرژی جمع کرد، دو مارپیچ عظیم ایجاد کرد که در پرتاب آنها بهسمت دشمن خود تردیدی نداشت. چکشهایش به پایه دو مارپیچ آتشین برخورد کردند و آنها را با سرعت بالایی بهسمت ایان پرتاب کردند.
با این حال، ایان دوباره دمید و نیروی عظیم پیچها را را پیش از آنکه به او برسند، خرد کرد. حمله ادل شکست خورده بود، و او نمیتوانست توضیح دهد که چگونه این اتفاق افتاده است.
ادل پرسید: «چطوری میتونی این کار رو کنی؟»
ایان پرسید: «چرا تسلیم نمیشی و هر چی در مورد هجوم به سرزمینهای بیرونی میدونی رو بهمون نمیگی؟»
ادل غرید و چرخاندن چکشهایش را از سر گرفت، اما بعد از اینکه انرژی کافی جمع کرد، همان نتیجه دوباره تکرار شد. حتی سه پیچ را پرتاب کرده بود، اما به نظر میرسید که دمیدن ایان کاملا ضد تواناییهای او باشد.
مبارزه برای مدتی ادامه یافت. ادل انرژی را جمع و آن را بهشکل مارپیچهای آتشین پرتاب میکرد، اما هرکاری میکرد نمیتوانست به ایان برسد. در تمام این مدت احساس ناامیدی میکرد، اما نمیخواست به این سادگی تسلیم شود.
حتما حقهای، در قانون ایان وجود داشت و ادل میخواست آن را کشف کند. وقتی حریفش هنوز قدرت واقعی خود را نشان نداده بود، نمیتوانست شکست را بپذیرد.
ادل رویکرد خود را تغییر داد. او بدون توقف، به جمع آوری انرژی ادامه میداد. هالهی او همچنان گسترش مییافت تا اینکه شعلههای سرخ رنگش توانستند، تمام قله کوه را روشن کنند.
سپس آن انرژی در درون چکشهایش جاری شد، و ادل با رگهای برآمده آنها را میچرخاند. سلاحهای او بدل بزرگی از چکشهایش را به وجود آوردند، که تلاش میکردند ایان را از پایین و بالا درهم بشکنند.
ایان پیش از اینکه چکشهای عظیم ا...
کتابهای تصادفی

