تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1481
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۴۸۱ ۱۴۸۱. به دام افتاده
«خوشبختی که شهر کریستالی تو رو میخواد!»
«نمیشه یه ذره بهش بکوبیم؟»
«پروردگار ایتن تو رو از کاری که در حراج کردی پشیمون میکنه!»
تهذیبگران در عمارت بهسمت نوآ فریاد میزدند که در داخل کرهای که بالای ساختمان بود، گرفتار شده بود. سطح تهریبش به سطح مایع رسیده بود. جاه طلبی تمام شده بود و او اکنون با اشکالات تقویت نیرومند دست و پنجه نرم میکرد.
نوآ داخل کره نشست. بدنش درد میکرد، دانتیانش تلاش میکرد تا تاریکی را درون دیوارهایش نگه دارد، ذهنش احساسات دردناکی را ایجاد کرد و در بافتهایش پخش شد.
تکههایی از موجودات جادویی از فضای مجزای او بیرون آمدند و نوآ آنها را خورد تا بهبود یابد. او از تمام مخزن خود برای آماده شدن استفاده میکرد. وضعیت او خیلی دور از ایده آل بود، اما به نظر میرسید که مرگ او هنوز فرا نرسیده است.
نوآ از شخصی که بالای کره نشسته بود پرسید: «چرا سعی نمیکنی منو بکشی؟ یه ارتش کامل اینجا دارین. مطمئنا در کوتاهترین زمان میتونین منو بکشین.»
تهذیبگرانی که در اطراف ساختمان ایستاده بودند، با شنیدن این سخنان ساکت شدند و چشمانشان به شخصی که بالای کره نشسته بود رفت. بانو ناین نمیخواست جواب بدهد، اما نگاههای ارشدان از خانواده دریانبر او را مجبور به توضیح کرد.
بانو ناین گفت: «منو گول نزن. قبلاً بهت گفتم که به تواناییهات ایمان دارم. استعداد رسیدن به اوج دنیای تهذیب رو داری، بنابراین از امنترین رویکرد برای کشتنت میخوام استفاده کنم.»
یکی از تهذیبگران در میان جمعیت بهسمت بانو ناین شناور شد. او پیرمردی در مرحله جامد بود و قبل از اینکه افکارش را به صدا درآورد، تعظیم مودبانهای انجام داد.
مرد در حالی که پشتش را صاف میکرد و موهای بلند سفیدش را از صورتش دور میکرد، گفت: «بانو ناین، میخوام نظر صادقانم رو در این مورد بیان کنم.»
بانو ناین پاسخ داد: «راحت باش الیس.»
«شیطان آسمانی در یه زندان حک شده در نیمه ۸ به دام افتاده. خانواده سیلبرید هیچ تهذیبگری در این شاخه نداره، اما بیست نفر از ارشدهای مرحله جامد در اینجا جمع شدن. ده نفر دیگه در مناطق آموزشی مختلف هستن و ارتشی از سربازان ضعیفتر کل ساختمون رو پر کردن. همین حال...
کتابهای تصادفی


