فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1486

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۴۸۶ ۱۴۸۶. سورپرایز

نوآ در ابتدا این احساس را نداشت زیرا بیش از حد روی عملیات خود متمرکز شده بود، اما وقتی توجه‌اش به دنیای بیرون رفت، نمی‌توانست آن را از دست بدهد.

جنگلی ارغوانی در دید او ظاهر شد. درختان بلند زمین را پر کرده بودند و چند رودخانه سفید از میان آن زمین نیلگون می‌گذشت. نوآ از موقعیت خود هیچ موجود جادویی را نمی‌دید، اما احساس می‌کرد که حتی اگر گوی حواس او را محدود نکند، بازهم هیچ کدام را پیدا نمی‌کند.

محیط بیش از حد عالی به نظر می‌رسید. درختان فاقد رد پنجه بودند، زمین هیچ شکافی نداشت، و رودخانه‌ها فاقد موج بودند. به نظر می‌رسید که کل منطقه متوقف شده است. هیچ چیز حرکت نمی‌کرد.

تنها اثر زندگی در منطقه،‌هاله‌ی سرکوبگری بود که تمام منطقه را پر کرده بود. نوآ می‌توانست آن را از درون گوی حکاکی شده احساس کند. حتی می‌توانست سطح موجوداتی را که آن را تابش می‌کردند، درک کند.

نوآ در حالی که حواسش را به بعد جداگانه برگرداند فکر کرد: “-دو تهذیب‌گر رتبه ۸، خیلی دیر کردم."

نوآ خسته بود. او در طول سفر بدون وقفه آزمایش شده بود و حتی در حین عمل واقعی استراحت نکرد. ذهنش عمیقاً به استراحت نیاز داشت به هیچ عنوان در شرایط یک فرار بزرگ نبود.

بستر هم آماده نبود. نوآ به تازگی فرم شیطانی را در محیط جدید خود کاشته بود. ریشه‌ها باید گسترش می‌یافت و‌هاله‌ی مخرب باید قبل از اینکه بتواند از دارایی جدید خود برای شکستن گوی استفاده کند، تثبیت می‌شد.

نوآ در حالی که چشمانش را بسته بود تا سرعت بهبودی خود را به حداکثر برساند نتیجه گرفت: "-انگار باید با تهذیب‌گرای رتبه ۸ روبرو شم."

هاله‌ای مخرب تابش شده توسط این گیاه همچنان تشدید می‌شد. نوآ از تأثیرات آن خبر نداشت، اما در رشد آن دخالتی نکرد.

نوآ اهمیتی نمی‌داد که گیاه خارج از کنترل او رشد کند. اولین حریف او آیتم حکاکی شده نیمه رتبه ۸ بود. او به تمام قدرتی که می‌توانست به دست آورد نیاز داشت.

ارتش قبل از از سرگیری سفر، به سمت قصر عظیم در دوردست تعظیم کرد. ارشدان فورا در مقابل دروازه بلندی که باز شد فرود آمدند تا فضای داخلی با شکوه سازه آشکار شود.

نوآ هیچ کدام از اینها را ندید. هوشیاری او نمی‌توانست گسترش یابد و چشمانش بسته بود. تمام تمرکزش روی وضعیتش بود. او در شرف سخت‌ترین نبرد زندگی‌اش بود.

بانو ناین وقت...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی