تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1492
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۱۴۹۲ ۱۴۹۲. اشتباه
نوآ حضور خود را با ردای حکاکی شدهاش پنهان کرد و به اعماق جنگل شیرجه زد تا محل مناسبی برای حفر غار پیدا کند. به نظر میرسید که گیاهان جادویی اطراف، حرکاتش را دنبال میکردند، اما حتی زمانی که او شروع به شکستن زمین کرد، واکنشی نشان ندادند.
نوآ تصمیم گرفت از طریق دامنه موجودات جادویی مخاطره کند، اما ابتدا باید چند موضوع را حل میکرد. او برای مدتی به درستی تهذیب نکرده بود، بنابراین یک جلسه تمرین طولانی اولویت داشت.
در حالی که نوآ تهذیب میکرد، ذهنش تغییراتی را که در طول خواب و درون فضای جداگانه رخ داده بود، بررسی کرد.
ذهن او تیزتر از قبل به نظر میرسید، اما نوآ نتوانست هیچ اثری از انرژی دزد ارشد پیدا کند. هدیه کارشناس به او اجازه داده بود تا کریستال بنفش را تصاحب کند، اما نوآ نمیدانست این قدرت از کجا آمده بود.
- چه قدرت غیرقابل اعتمادی.
نوآ با ناتوانی آهی از دهانش بیرون داد.
نوآ میفهمید که چرا نتوانسته بود آن قدرت را پیدا کند. سطحش خیلی پایین بود. دزد ارشد یک تهذیبگر رتبه ۹ بود، پس طبیعی بود که ذهن نوآ نتواند تأثیر او را تشخیص دهد.
- حدس میزنم وقتی ذهنم به رتبه هشتم برسه چیز بیشتری دستگیرم میشه.
نوآ بعد از این نتیجهگیری، توجه خود را به جای دیگری جلب کرد.
هنگام خواب، حالت شیطانی از فضای جداگانه خارج شده بود. گیاه اکنون در قسمت داخلی سینه او بود و گل آن بالای سیاهچاله رشد میکرد.
طلسم بهعنوان یک انگل مناسب عمل میکرد که از انرژی نوآ تغذیه میکرد. در آن شکل، گیاه نمیتوانست او را ضعیف کند، زیرا جذب طبیعیاش این مصرف را جبران میکرد. با این حال، او میدانست که با رسیدن به سطوح بالاتر، نیازهای آن افزایش مییافت.
حالت شیطانی یک موجود زنده در ردیف ۷ بود که از چهار انرژی نوآ تغذیه میکرد. زندگی میکرد تا نابود کند، اما برای زنده ماندن به میزبان نیاز داشت. نوآ چارهای نداشت جز آنکه بپذیرد موجود دیگری را برای غذا دادن به دست آورده بود و توجه خود را به سوی دیگری معطوف کرد.
بدنش بینقص بود. سیاهچاله در طول پیشرفت کار باور نکردنی انجام داده بود. نوآ هیچ ایرادی در بافتهایش پیدا نکرد. دیوارهای ذهنیاش بوی خونخواهی میداد، اما این احساس بر دیگر مراکز قدرت او تأثیری نداشت.
دانتیانش نیز در شرف رسیدن به اوج مرحلهی ...
کتابهای تصادفی

