فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1493

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۱۴۹۳ ۱۴۹۳. عجیب و غریب

نوآ نمی‌دانست چه جوابی بدهد. چشمان فرجی بوی مرگ می‌داد، اما جاه طلبی ضعیفی در آن‌ها می‌درخشید. امکان نداشت نوآ نتواند آن احساس را تشخیص دهد. این همان احساسی بود که او را در تمام سفر تهذیبش همراهی کرده بود.

نوآ در حین تماشای کارشناس با خود فکر کرد:

- این قدرت می‌تونه یه نفرین باشه.

جاه طلبی او فرجی را در آن موقعیت قرار داده بود. این احساس آنقدر شدید بود که شکنجه‌های بی‌شماری را تحمل کرده بود تا شانس خود را برای پیشرفت حفظ کند.

در آن لحظه سخنان لوک در ذهن نوآ طنین انداز شد. تهذیب‌گر رتبه ۸ چیزی را ادعا کرده بود که نوآ خیلی خوب از آن خبر داشت. قدرتش به تنهایی برای هماهنگی با سازمان‌های بزرگ کافی نبود. او چیزی بیش از یک کارشناس امید بخش در دنیایی پر از افراد قدرتمند نبود.

- من قبلاً بر این چالش غلبه کردم.

نوآ در تلاش برای پاسخ به آن کلمات در دل گفت:

- پادشاه الباس هم وقتی مقابلش جنگیدیم همین کار رو کرد.

در استدلال نوآ نقصی وجود داشت. هم او و هم پادشاه الباس برای زنده ماندن در بخشی از سفر تهذیب خود به سازمان‌ها متکی بودند. خانواده الباس همیشه به اندازه کافی قدرتمند بودند که در نزدیکی قله سرزمین‌های فانی بایستند و هایو نیز پس از جنگ‌های پی در پی به همان وضعیت رسیده بود.

آن نیروهای بزرگ ابزار ارزشمندی بودند، به ویژه در محیطی مملو از سازمان‌های بزرگ. نوآ ابتدا باور داشت که با توجه به گونه‌اش، در نهایت به لژیون خواهد پیوست، اما فرجی او را از وجود گزینه دوم آگاه کرده بود.

نوآ هرگز دوست نداشت عضو یک سازمان باشد. او حتی کمتر از آن دوست داشت مسئول دیگران باشد. با این حال، حد وسطی بین حضور در میان غریبه‌ها و تنها ماندن وجود داشت.

- من غرورم رو دارم.

نوآ با خود فکر کرد:

- جاه طلبیم به‌طور طبیعی تهذیب‌گران رو جذب می‌کنه و دورگه بودنم منو به موجود خاص توی جهان تبدیل می‌کنه. من همه چیزایی که برای تقویت قدرتم نیاز دارم رو در اختیار دارم. فقط میل به انجامش رو ندارم.

افکار بی‌شماری در ذهن نوآ موج می‌زد. او می‌خواست دلیلی برای اجتناب از آن راه حل پیدا کند، اما حتی تکنیک قضاوت شیطانی نیز نتوانست چیزی پیدا کند.

«لعنتی!» نوآ در داخل دنیای تاریک فریاد زد: «لعنت بهش! اصلا چرا باید انجامش بدم؟ چرا اطرافم رو ا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی