تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1494
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۱۴۹۴: روند
فرجی از طریق امواج ذهنیاش فریاد زد: «درد میکنه!»
نوآ در حالی که نقشه را در ذهنش مرور میکرد، گفت: «خوب میشی. به هر حال نمیتونی اونجا بمیری.»
فرجی هنوز داخل دنیای تاریک بود. هنوز وضعیتش بهتر نشده بود، اما نوآ روش مناسبی برای اصلاح وضعیتش پیدا کرده بود. این روند تازه شروع شده بود و مراحل اولیهاش برای فرجی طاقتفرسا بود.
فرجی در حالی که مادهی تاریک به بافتهای ویران شدهاش سرازیر، و جایگزین بخشی از آنها میشد پرسید: «چرا نمیذاری بمیرم؟»
نوآ بدون اینکه زحمت باز کردن چشمانش را به خود بدهد پاسخ داد: «بهمحض اینکه تموم بشه ازم تشکر میکنی. الان تحمل کن و بعداً از مزایاش لذت ببر.»
فرجی همچنان از درد فریاد میزد و به نوآ بد و بیراه میگفت. نوآ دروغ نمیگفت. متخصص درون دنیای تاریک بود و حتی اگر مراکز قدرتش هم از هم میپاشید، هوشیاری او را حفظ میکرد.
آن محیط مخصوصاْ برای این روش ساخته شده بود. فرجی در آن شرایطش نمیتوانست ویژگیهای باور نکردنی آن را ببیند. با این حال نوآ تلاشهای زیادی برای ایجاد آن فضا کرده بود.
تکنیک قضاوت شیطانی به نوآ راه حلی برای مشکلی داده بود که به نظرش غیرقابل حل بود. از نظر تئوری، تهذیبگران ردههای قهرمانی به بالا نمیتوانستند تغییرات اساسیای که در وجودشان ایجاد میشد را تحمل کنند. حتی اگر این کار را میکردند، بهخاطر ناهماهنگی در مراکز قدرتشان راهی نداشتند.
این مشکل جلوی نوآ را از دادن بدنهای دورگه به دیگران میگرفت. تفاوت موجودات جادویی و تهذیبگرانی که قبلا به فردیتشان رسیده بودند بسیار زیاد بود.
هر چند حالا که نوآ از قدرت آسمانی استفاده میکرد، دنیای تاریک به نفع نوآ عمل میکرد. انسانها برای رسیدن به مراحل قدرتمندتر نیازی به دورگه شدن نداشتند.
امکان داشت که انواع وجودهای بیشتری در آنجا باشد. نوآ هم دیگر متعلق به آن گونهها نبود. طبیعی بود که سایر تهذیبگران هم به وضعیتی مشابه یا کمی پایینتر برسند.
موضوع اصلی در این روش، هماهنگی بین نمونه و سایر مواد بود. تهذیبگران میتوانستند بافتهای خود را از طریق روشهای حکاکی خاصی بهبود ببخشند، اما بدنشان نمیتوانست از محدودیتهای خاصی عبور کند، در غیر این صورت وجودشان جلوی پیشرفتها را میگرفت.
...کتابهای تصادفی
